تقويت كند و راوى آن كسانى چون مجاهد و عكرمه و سعيد بن جبير ، از پيشوايان تفسير و بهرهمندان از محضر صحابه ، باشند .
4 . تعابير مختلف از سبب نزول
عباراتى را كه دانشمندان در تعبير از « سبب نزول » به كار مىبرند ، مختلف است . گاهى اوقات به لفظ « سبب » تصريح شده گفته مىشود : « سبب نزول الآية كذا » ( سبب نزول آيه فلان است ) اين عبارت بر سببيت صراحت دارد و احتمال ديگرى در معناى آن نمىتوان داد . در پارهاى از موارد نيز به لفظ « سبب » تصريح نمىگردد ، اما پس از ذكر حادثه حرف « فاء » را بر اول مادهء « نزول » مىافزايند . اين عبارت نيز مانند عبارت قبل بر سببيت نزول دلالت دارد ، مانند روايت جابر كه بعدا خواهد آمد .
همچنين گاهى نيز از رسول خدا سؤال مىشود ، سپس بر او وحى مىگردد ، و بر اساس آنچه بر او نازل شده سؤال را پاسخ مىگويد . در اينجا نه تعبيرى از لفظ سبب نزول وجود دارد و نه حرف « فاء » در ابتداى مادهء « نزول » آمده است . اما قطعا از حال و مقام آن سببيت فهميده مىشود - مانند روايت مبنى بر سؤال از پيامبر درباره روح كه بعدا خواهد آمد .
اما گاهى نه بر لفظ « سبب نزول » تصريحى مىشود و نه « فاء » بر ابتداى ماده « نزول » داخل مىگرد و نه مشخص مىشود كه آيه در پاسخ سؤالى وحى شده است ؛ بلكه مثلا گفته مىشود : اين آيه درباره فلان موضوع نازل شده است . اين عبارت بر سببيت صراحت ندارد ، بلكه احتمال سببيت از آن استنباط مىشود ؛ همان گونه كه محتمل است عبارت مذكور در صدد بيان حكمى باشد كه آيه متضمن آن است . در اينجا تنها قرائن و شواهد مشخص مىسازند كه كدام احتمال رجحان دارد .
بر اساس آنچه گفته شد ، در مىيابيم كه هرگاه به دو عبارت در موضوع واحد برخورديم كه يكى نص در سببيت آيه يا آيات بود و ديگرى بر سببيت آن تصريح نداشت ، عبارت اول را كه نص در سببيت است برمىگزينيم و عبارت دوم را بر اين حمل مىكنيم كه در مقام بيان مدلول آيه است ، چه ، نص قوىتر از دلالت محتمل است . به عنوان مثال مسلم از جابر نقل مىكند : يهود مىگفتند اگر كسى از پشت زن را در آغوش گيرد و با او جماع كند ، فرزندش لوچ به دنيا مىآيد . پس ، خداوند اين آيه را نازل فرمود :