قالَ لِوالِدَيْهِ أُفٍّ . . .
« 1 » دربارهء او نازل شده است . عايشه گفت : به خدا قسم آيه دربارهء او نازل نشده . اگر بخواهى كسى را كه آيه دربارهء او نازل شده نام ببرم ، مىگويم . . . « 2 »
فايده هفتم : آسانى حفظ ، سهولت فهم ، و تثبيت وحى در ذهن شنونده آيات در صورتى كه از سبب نزول آن آگاه باشد . زيرا وى ميان اسباب و مسببات و ميان احكام و حوادث و وقايع با اشخاص و زمانها و مكانها پيوند برقرار مىكند و همه اينها موجب تثبيت و نقش بستن امور در ذهن مىشود و شخص به سهولت مىتواند با يادآورى اشخاص و اماكن و حوادث ، آيات مقارن آنها را به خاطر آورد و اين همان قانون تداعى معانى است كه در روانشناسى به اثبات رسيده است .
3 . راه شناخت اسباب نزول
هيچ راهى براى آگاهى از اسباب نزول به جز نقل صحيح وجود ندارد . واحدى به سند خويش از ابن عباس روايت مىكند كه رسول خدا ( ص ) فرمود : « اتّقوا الحديث إلّا ما علمتم .
فإنه من كذب على متعمدا فليتبوأ مقعده من النار . و من كذب على القرآن من غير علم فليتبوّأ مقعده من النار . » « 3 » واحدى مىافزايد :
بنابراين ، بدون استناد به روايت و شنيدن از كسى كه ناظر و شاهد نزول آيه بوده است ، سخن گفتن از اسباب نزول جايز نيست . لذا از بحث درباره اسباب نزول بازايستيد و دانش نهفته در آيات را جستجو كنيد « 4 » .
بنابراين ، اگر سبب نزول از صحابى روايت شده باشد قابل قبول است ، اگرچه روايت ديگرى آن را تقويت نكند . زيرا سخن صحابى در امورى كه اجتهاد در آن راه ندارد در حكم حديث مرفوع است ؛ و بسيار بعيد است صحابى خبرى را كه هيچ راهى جز شنيدن و نقل براى اطلاع از آن متصور نيست از جانب خود بگويد .
اما اگر روايت سبب نزول مرسل باشد ، يعنى نام صحابى از سند آن افتاده و سلسله سند به تابعى ختم شده باشد ، قابل پذيرش نيست مگر آنكه روايت مرسل ديگرى آن را
هامش
( 1 ) . احقاف : 17
( 2 ) . صحيح البخارى ، جزء 6 ، كتاب التفسير ، سورة الأحقاف : ح 2 .
( 3 ) . « از حديث كردن بپرهيزيد ، مگر به آنچه يقين داشته باشيد . پس ، هركس بر من دانسته دروغ بندد جايگاهش آتش است و هر كه از روى نادانى به قرآن نسبت دروغ دهد در آتش جاى دارد . »
( 4 ) . اسباب النزول ، واحدى ؛ - ص 8 .