فرزند كنيز پدر من است و بر بستر پدرم متولد شده است . پيامبر ( ص ) فرمود :
« الولد للفراش و للعاهر الحجر » « 1 » و با اين حكم فراش را براى كنيز اثبات فرمود « 2 » اما ابو حنيفه چون از سبب اين حكم اطلاعى نداشته به اخراج كنيز از عموم الولد للفراش فتوى داده است . « 3 » و « 4 »
فايدهء ششم : شناخت كسانى كه آيات به طور مشخص دربارهء آنها نازل شدهاند ، تا امر مشتبه نگردد و بىگناهى متهم نشود و خطاكارى بىگناه قلمداد گردد . به همين دليل بود كه هنگامى كه مروان ، برادر عايشه يعنى عبد الرحمن بن ابو بكر را متهم ساخت كه آيهء
هامش
( 1 ) . فرزندى كه از همسر كسى زاده شود از آن آنكس است . و بهرهء زناكار رجم است .
( 2 ) . يعنى كنيز نيز مانند زنهاى ديگر اگر فرزندى به دنيا آورد متعلق به شوهر اوست اما ابو حنيفه كه از سبب صدور قانون الولد للفراش . . . از رسول خدا اطلاع نداشته است كنيز را از شمول اين حكم عام خارج ساخته و گفته است اين قانون شامل موردى كه همسر انسان كنيز باشد ، نمىشود .
( 3 ) . المستصفى من علم اصول ، امام ابو حامد ، محمد بن محمد غزالى ، ج 2 : 61 ، مكتبة المثنى ، بغداد . دكتر سيد محمد باقر حجتى در توضيح اين حديث چنين مىنويسد : در زمان جاهليت مرسوم بود كنيزكانى را براى خود تهيه و تربيت مىكردند و مزدى بر آنها مقرر مىساختند تا از راه روسپىگرى مزدورى كنند و از رهگذر اين كار زشت تكسب نمايند . راه و رسم مردم جاهلى بر آن بود فرزندانى را كه اين روسپيان و زناكاران حرفهاى به دنيا مىآوردند به مردان زناكار منتسب كرده و نوزادان را بدانها مىپيوستند . البته در صورتى اين فرزندان را به زناكاران ملحق مىكردند كه آنها راجع به اين نوزادان مدعى مىشدند . شخصى به نام زمعه كنيزى داشت كه زناكاران بر وى در مىآمدند و زمعه او را براى روسپىگرى به مزدورى گرفته و سرانجام باردار شد كه تصور مىرفت اين جنين در رحم او از ناحيه عتبة بن ابى وقاص به هم رسيده است . اما عتبه قبل از تولد اين جنين در حال كفر از دنيا رفت و قبلا به برادرش سعد بن ابى وقاص سپرد جنين اين كنيز را متعلق به او قلمداد كند . زمعه پسرى داشت به نام عبد . وى با سعد بن ابى وقاص راجع به جنينى كه از اين كنيز به دنيا آمده بود درگير شدند . سعد مىگفت اين فرزند بر طبق راه و رسم جاهلى برادرزاده من است . اما عبد بن زمعه در برابر ادعاى سعد پاسخ داد : نه ، بلكه اين فرزند چون بر فراش پدرم زاده شد ، برادر من مىباشد . رسول خدا ( ص ) با اين بيان كه الولد للفراش ؛ و للعاهر الحجر ، داورى فرمود و اعلام كرد كه فرزند از آن زمعه مىباشد و ادعاى مرسوم در دوران جاهلى را بدين وسيله باطل فرمود و دعوى عتبه را كه بر اساس جاهلى مبتنى بود بىاساس و نادرست خواند . ( نقل از كتاب اسباب النزول ، حجت الاسلام دكتر سيد محمد باقر حجتى ، ص 82 ، وزارت ارشاد اسلامى ، اداره كل انتشارات و تبليغات ) براى اطلاع از متن كامل حديث - سنن ابى داود ، ج 2 ، تفريع ابواب الطلاق ، باب 34 ، الولد للفراش .
( 4 ) . خواننده محترم توجه دارد كه مؤلف در توضيح اين فايده به آوردن مثالى از حديث اكتفا كرده و نمونهاى از قرآن به دست نداده است .