تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
نزول به روايت عايشه نشان مىدهد ، اين عمل در ذهن انصار پس از اسلام آوردن گران مىآمد . فايدهء سوم : دفع گمان حصر دربارهء آنچه ظاهر آن بر حصر دلالت دارد . مانند فرموده خداوند سبحان :
« قُلْ لا أَجِدُ فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ . . . »
« 1 » شافعى معتقد است كه مقصود آيه ، حصر محرمات نيست . او در اثبات اين مدعا به سبب نزول آيه تمسك جسته است . زيرا آيه دربارهء گروهى از كفار نازل شده است كه نسبت به تحريم آنچه خدا حلال كرده و حلال ساختن آنچه خدا تحريم فرموده تعمد داشتند . لذا مقصود آيه از اين حصر ظاهرى بيان موضع شديد و خشم خدا و رسولش در قبال آنان است ، نه حصر حقيقى . سبكى « 2 » نقل مىكند كه شافعى در معناى آيهء مذكور سخنى بدين مضمون گفته است : كفار حلال‌هاى خدا را حرام دانستند و حرامهاى خدا را حلال ساختند و بر ضديت و مخالفت خويش اصرار ورزيدند . پس اين آيه بر ضد ايشان نازل شد . گويى مىفرمايد : هيچ حلالى نيست مگر آنكه شما حرام دانستيد و هيچ حرامى نيست مگر آنكه شما حلال ساختيد . درست مانند اينكه كسى به شما بگويد امروز شيرينى نخور . و شما پاسخ گوييد كه امروز به جز شيرينى چيزى نخواهم خورد . اينجا مقصود بيان ضديت و مخالفت است ، و نه نفى و اثبات حقيقى . بنابراين ، معناى آيهء مذكور را بايد چنين فهميد كه پروردگار متعال فرموده باشد : هيچ حرامى از گوشت حيوان مرده و خون و گوشت خوك و غير ذبيحه نيست مگر آنكه شما آن را حلال ساخته‌ايد ! پس ، مقصود حليت چيزهاى ديگر نيست ؛ بلكه منظور اثبات تحريم مواردى است كه در آيه ذكر شده ، نه اثبات حلال بودن غير آنها . « 3 »
هامش
( 1 ) . « بگو در آنچه به من وحى شده حرام‌شده‌اى - كه شما خود حرام كرده‌ايد - نمىيابم بر هيچ خورنده‌اى كه آن را بخورد ، مگر آنكه مردارى باشد يا خون ريخته‌اى - جهنده‌اى - يا گوشت خوك ، كه آن پليد است ، يا آن ( حيوان سربريده‌اى ) كه به نافرمانى جز نام خداى بر آن آواز داده باشد . » ( انعام : 145 ) ( 2 ) . علىّ بن عبد الكافى بن تمام سبكى انصارى ، ابو الحسن تقى الدين ( 683 - 756 ه . ق ) مفسر و حافظ قرآن و فقيه شافعى . از آثار اوست : الدر النظيم ، مختصر طبقات الفقهاء ( الأعلام زركلى ، 4 : 302 ) ( 3 ) . البرهان ، بدر الدين زركشى ، ج 1 النوع الاول : معرفه اسباب النزول : 118 و براى اطلاع بيشتر از نظر شافعى در مورد آيهء مذكور - كتاب الام ، 2 - 241 ، 243 ، 247 ، 3 - 214 ، 4 - 151 ، 7 - 21 ، 87 ، و نيز كتاب الرسالة شافعى صص 206 ، 207 ، 231 ، و همچنين كتاب احكام القرآن وى صص 88 ، 101 ، 102 .