مشركان ميان آن دو سعى مىكردند و بر آنها دست مىسودند . پس از پيروزى اسلام و شكسته شدن بتها ، سعى ميان صفا و مروه در نظر مسلمانان عملى جاهلى به شمار مىآمد و از انجام آن ابا داشتند . لذا آيه مذكور نازل شد تا اين اكراه را بر طرف كند .
اما در نقل صحيح بخارى اين ماجرا چنين آمده است . عروه به عايشه گفت :
آيا نشنيدى سخن خداوند متعال را كه فرمود :
« إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما . . . »
به خدا سوگند اگر كسى سعى ميان صفا و مروه نكند بر وى گناهى نيست . عايشه پاسخ گفت : اى پسر خواهر ، چه بد گفتى ! اگر اين آيه چنان بود كه تو تفسير كردى ، بايد چنين مىبود :
« فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما »
. حال آن كه اين آيه درباره انصار نازل شده است . آنان پيش از آن كه اسلام آورند بتى بنام « مناة الطاغية » « 1 » را مىپرستيدند و به سوى او در « مشلّل » « 2 » حج مىگذاردند و كسانى كه اينگونه حج به جاى مىآوردند از سعى ميان صفا و مروه اجتناب مىكردند . ايشان پس از آنكه اسلام آوردند ، از صفا و مروه از پيامبر ( ص ) سؤال كردند كه اى رسول خدا ، ما پيش از اين از سعى ميان صفا و مروه ابا داشتيم . آنگاه خداوند اين آيه را نازل فرمود :
« إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ »
. عايشه افزود كه رسول خدا ( ص ) سعى ميان صفا و مروه را تشريع فرمود و هيچكس نبايد آن را ترك گويد « 3 » .
همان گونه كه ملاحظه مىشود ، اين روايت بر آن دلالت دارد كه عروه از عبارت « فلا جناح عليه آن يطوف بهما » ، چنين مىفهميد كه گناهى در سعى نكردن ميان صفا و مروه نيست ، بنابراين وجوب فريضه سعى منتفى است . گويا وى در استنباط خويش بر اين مبنا تكيه مىكرده كه نفى گناه ، بيشتر در امر مباح استعمال مىشود . اما عايشه اين گونه فهميده بود كه وجوب سعى ميان صفا و مروه از سنت به دست آمده و بر خلاف استنباط عروه جمله
« . . . فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما . . . »
، با اين وجوب منافات ندارد ؛ و اگر مراد نفى گناه از عدم « سعى » مىبود ، بايد مىفرمود : فلا جناح عليه الّا يطّوّف بهما .
در حالى كه آيه صرفا از سعى بين صفا و مروه نفى حرج مىكند . زيرا همان گونه كه سبب
هامش
( 1 ) . مناة الطاعية نام بتى بوده كه عمرو بن لحى آن را در كنار دريا و بر صخرهاى نصب كرده بود .
( 2 ) . مشلّل به ضم ميم و تشديد و فتح لام اول ، اسم مكانى است كنار دريا ، ميان مكه و مدينه و نزديك به قريهاى به نام قديد .
( 3 ) . صحيح البخارى ، كتاب الحج ، باب وجوب الصفا و المروة و جعل من شعائر اللّه : ح 1643 و كتاب التفسير ، سورة البقرة ، باب قوله إنّ الصفا و المروة من شعائر اللّه : ح 4225 .