پذيرفته شد « 1 » . درباره اين آيه اقوال ديگرى نيز گفته شده است كه نياز به ذكر آن نيست .
در صحيح روايت شده است كه مروان بن حكم « 2 » در معنى اين فرموده خداوند متعال :
« لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ »
« 3 » دچار مشكل شد و گفت اگر هر كسى كه از آن چه به وى داده شده است خشنود باشد و دوست بدارد به خاطر اعمال ناكردهاش ستايش شود به عذاب گرفتار آيد ، پس همه ما عذاب خواهيم شد . در اين انديشه بود تا آنكه ابن عباس معناى آيه را بر وى روشن ساخت و گفت كه اين آيه درباره اهل كتاب است و هنگامى نازل شد كه پيامبر ( ص ) از ايشان درباره امرى سؤال كرد و ايشان حقيقت را از او كتمان كرده پاسخى بر خلاف واقع دادند و چنين نماياندند كه پيامبر ( ص ) را از حقيقت امر آگاه ساختهاند ، لذا از پيامبر توقع داشتند كه آنان را سپاس بگذارد « 4 » با اين توضيح مروان مراد خداوند را از آيه و وعده عذاب در پايان آن فهميد و مشكل بر طرف شد .
در بعضى از روايات آمده است آيهء
« إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما . . . »
« 5 » از جهت درك وجوب سعى ميان صفا و مروه ، بر عروة بن زبير مشكل آمد . مشكل او اين بود كه در آيهء مذكور نفى گناه شده و به نظر وى مىآمد صرف اين نفى دلالت بر وجوب ندارد . در اين خاطر بود تا آنكه از خاله خويش عايشه ، امالمؤمنين ، سؤال كرد و عايشه براى او روشن ساخت كه نفى گناه در اينجا با وجوب سعى منافات ندارد . بلكه اين نفى از آن جهت است كه تا قبل از ظهور اسلام و شكستن بتها ، در صفا بتى به نام « اساف » و در مروه بتى به نام « نائله » وجود داشت و
هامش
( 1 ) . اسباب النزول ، واحدى : 33 و 32 .
( 2 ) . مروان بن حكم بن ابو العاص ابن امية بن عبد الشمس بن عبد مناف ، ابو عبد الملك ( 2 - 65 ه . ق ) خليفه اموى ( الأعلام زركلى ، 7 : 207 )
( 3 ) . « مپندار آن كسان را كه بدانچه ( از كارهاى بد و زشت ) كردهاند شادى مىكنند و دوست مىدارند كه بدانچه نكردهاند ستايش شوند ، مپندارشان كه از عذاب برهند و آنان را عذابى است دردناك . » ( آل عمران : 188 )
( 4 ) . صحيح مسلم ، صفات المنافقين و احكامهم : ح 2778 ؛ صحيح البخارى ، التفسير ، آل عمران ، باب لا تحسبن الذين يفرحون بما أتوا : ح 4292 .
( 5 ) . « صفا و مروه از نشانههاى ( مراسم طاعت و عبادت ) خداست . پس هر كه حج خانه كند يا عمره گذارد بر او ناروا و گناه نيست كه بر گرد آن دو بگردد . . . » ( بقره : 158 )