لذا نزول وحى الهى ، بنا به نقل ابن اسحاق « 1 » 15 روز ، و بنا به قول ديگران 3 و يا 40 روز به تأخير افتاد . سپس پاسخ سؤالها نازل شد و در ضمن آن خداوند متعال لزوم مشروط ساختن هر امرى را به مشيت الهى به رسول خويش متذكر شد و فرمود :
« وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً . إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ وَ اذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسِيتَ وَ قُلْ عَسى أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هذا رَشَداً . »
« 2 »
علاوه بر اين ، قيد « زمان وقوع » ، در تعريف سبب نزول ، آيه يا آياتى را كه ابتداء و بدون سببى خاص نازل شده و از بعضى از وقايع و حوادث گذشته و آينده سخن مىگويند ، از تعريف خارج مىسازد ؛ مانند داستان پيامبران و امم گذشته و يا بحث از حوادث مربوط به روز قيامت كه در قرآن آيات فراوانى را به خود اختصاص داده است .
2 . فوايد شناخت اسباب نزول قرآن
بعضى گمان كردهاند آگاهى از اسباب نزول متضمن هيچ فايدهاى نيست و چيزى بيش از تاريخ نزول يا امرى شبيه آن به شمار نمىرود . اينان راه به خطا رفتهاند ، زيرا شناخت اسباب نزول را فوايد بسيارى است :
فايدهء اول : شناخت حكمت خداوند متعال به طور مشخص در تشريع احكام . اين فايدهاى است كه هم مؤمن و هم كافر از آن بهره مىبرند . مؤمن از آن جهت كه مصالح و مزايايى را كه بر احكام الهى مترتب است و اين احكام به خاطر تحقق آن نازل و تشريع شدهاند دريافته بر ايمانش افزون مىگردد و در اجراى آن و عمل به كتاب خدا ترغيب مىشود . و كافر نيز از آن جهت كه ، اگر عناد نداشته باشد ، با مشاهده حكمتهاى بىنظير نهفته در وراى احكام ، هنگامى كه دريافت تشريع اسلامى بر اساس رعايت مصالح انسان و نه استبداد و تحميل و بيدادگرى استوار است ، به ويژه هنگامى كه سير تدريجى تشريع حكمى را دربارهء موضوعى واحد ملاحظه كرد ، هدايت خواهد شد . ما
هامش
( 1 ) . محمد بن اسحاق بن يسار مطلبى ، مدنى ( 151 ه . ق ) از مورخان پيشگام عرب . از آثار اوست :
السيرة النبوية كه ابن هشام آن را خلاصه كرده است ، الخلفاء و المبدإ ، ( الأعلام زركلى ، 6 : 28 )
( 2 ) . ( الكهف : 23 و 24 ) . جامع البيان فى تفسير القرآن ، محمد بن جرير طبرى ، ج 8 ، جزء 15 تفسير سورة الكهف : 127 و 151 ؛ السيرة النبوية ، ابن هشام ، ج 1 ، القسم الاول : 301 ، تحقيق مصطفى السقا ، ابراهيم انبارى ، عبد الحفيظ شلبى ، مؤسسه علوم القرآن .