آيه از سوره مدثر است ، به آنچه از رسول خدا ( ص ) دربارهء دورهء فترت وحى شنيده است ، استناد مىكند . گويا وى از سخن رسول خدا ( ص ) دربارهء نزول وحى قبل از دورهء فترت و نزول آيات اول سورهء اقرأ توسط فرشتهء وحى در غار حراء آن چنان كه عايشه روايت مىكند اطلاعى نداشته است ، لذا به آنچه شنيده اكتفا كرده و بر اساس اجتهاد خويش گمان برده است كه سخن ديگرى در اين زمينه از رسول خدا ( ص ) وارد نشده است . اما به شهادت ادلهاى كه در بررسى قول اول ذكر شد بىترديد وى در اجتهاد خويش راه خطا پيموده است ، و بديهى است كه نص مقدم بر اجتهاد است ؛ و اگر احتمال و ترديد در دليلى راه يابد ، آن را از درجهء اعتبار ساقط مىسازد . بنابراين ، قول دوم رد و قول اول ثابت مىشود .
قول سوم
سوره فاتحه نخستين سورهاى است كه نازل شده است . طرفداران اين نظر به روايتى كه در كتاب دلايل النبوة به سند خود از ابو ميسرة عمرو بن شرحبيل « 1 » نقل كرده ، استدلال مىكنند . اين روايت چنين است :
رسول خدا ( ص ) به خديجه ( ع ) فرمود : هنگامى كه با خود خلوتى مىكنم ، ندايى مىشنوم . به خدا قسم از اينكه اين بيمارى باشد بر خود بيمناكم . خديجه گفت :
به خدا پناه مىبرم . خداوند با تو چنين نخواهد كرد . زيرا تو امانتگذارى ، صله رحم مىكنى و راست گفتارى . پس ، هنگامى كه ابو بكر وارد شد خديجه ماجرا را براى او تعريف كرد و گفت : با محمد نزد ورقة « 2 » برويد . آن دو نزد ورقة رفتند و قصه را براى او بازگفتند . محمد گفت : هنگامى كه با خود خلوت مىكنم ، از پشت ندايى مىشنوم كه مىگويد : اى محمد ، اى محمد . پس از آن مىگريزم . ورقة گفت : اين بار اگر نزد تو آمد فرار مكن ، بايست و ببين چه مىگويد . سپس نزد من بيا و مرا از آن مطلع كن . پس ، هنگامى كه محمد با خود خلوت كرد ، بانگى او را ندا كرد : اى محمد بگو :
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . »
و
هامش
( 1 ) . عمرو بن شرحبيل ، ابو ميسره همدانى كوفى ، تابعى . وى از عمر و على ( ع ) روايت مىكرد و قرآن را از عبد اللّه بن مسعود آموخت . ( غاية النهاية ، ابن جزرى ، 1 : 601 ) .
( 2 ) . ورقة بن نوفل بن اسد بن عبد العزى ( م حدود 12 ه . ق ) دانشمند دورهء جاهليت . وى در آغاز بتپرست بود . سپس از آن بازگشت و دين نصرانى اختيار كرد . وى پسر عموى خديجه ، همسر پيامبر ، بود و اندكى پس از آغاز وحى درگذشت . برخى نيز گويند كه وى در آغاز دعوت زنده بود و ايمان آورد ، كه صحيح به نظر نمىرسد ( الأعلام زركلى ، 8 : 115 ) .