قرار دهد .
پاسخ : عموم افراد بشر استعداد پذيرش وحى الهى را چه به صورت مستقيم و چه به وسيلهء فرشته ندارند ، حتى اگر فرشتهاى برايشان نازل شود قادر به ديدن او نخواهند شد ، مگر آنكه فرشته در صورت انسان تجلى يابد كه در اين صورت امر مشتبه خواهد شد و اشكال همچنان باقى خواهد ماند . بنابراين ، حكمت اقتضا مىكند كه خداوند از ميان انسانها گروهى را كه از استعداد ويژهاى برخوردارند ممتاز و براى پذيرش وحى الهى شايسته گرداند . اين گروه پس از آن كه خداوند شواهد گوياى حق و معجزاتى در اختيارشان قرار داد تا جهان را به مؤيد بودن خود از سوى خداوند رهنمون شده و آنان را از رسالت پيامبران براى نجات و هدايت ايشان به سوى پروردگار مطمئن گردانند ، امانت وحى را در اختيار عموم انسانها قرار مىدهند . از اين گذشته ، اختصاص دادن وحى و نبوت به بعضى از انسانها خود بخشى از امتحان و ابتلايى است كه خداوند زندگى را بر اساس آن بپاداشته تا پاك و ناپاك را از يكديگر متمايز مىگرداند :
« . . . يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ . »
« 1 »
خداوند در سوره انعام در پاسخ به شبههاى نظير اين شبهه مىفرمايد :
« وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاً لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لا يُنْظَرُونَ . وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ . »
« 2 »
مىگويند چگونه معجزه بر تأييد رسول از جانب خداوند دلالت دارد ، با آن كه ما در معجزه نه خداوند را مىبينيم و نه صدايش را مىشنويم ؟
پاسخ : دلالت معجزه بر تصديق رسول از جانب خداوند مانند دلالت نظام هستى بر خالق آن است . ما از نظام هستى به وجود خداوند پى مىبريم در حالى كه نه او را مىبينيم و نه صدايش را مىشنويم . براى آنكه جاى شبههاى باقى نماند مثالى مىزنيم : فرض
هامش
( 1 ) . « هر كه را خواهد به مهر و بخشايش خويش ويژه گرداند و خدا خداوند افزونى و بخشش بزرگ است . » ( بقره : 105 )
( 2 ) . « گفتند چرا فرشتهاى بر او فرونيامد ؟ و اگر فرشتهاى مىفرستاديم ، همانا كار گزارده مىشد ( هلاك مىشدند ) و ديگر مهلت نمىيافتند . و اگر او را فرشتهاى مىكرديم ، بازهم او را به صورت مردى مىساختيم و آنچه را ( اكنون بر خود و ديگران ) پوشيده مىدارند بر آنان پوشيده مىداشتيم . » ( انعام : 8 - 9 )