است و مقام آن فراتر از علل متعارف و وسايل ظاهرى و نتايج و اهداف معمولى است ؛ اما سحر و نظاير آن دانشهايى نامشروع و داراى ضوابط و قواعدى مشخص هستند كه اهل اين علوم بدانها آگاهى دارند و هر كسى با به كار بستن قواعد مذكور و استفاده از وسايل و ابزار مخصوص مىتواند به نتايج و اهداف منظور از اين علوم دست يابد ؛ و به همين دليل ، چنانچه در داستان رويارويى حضرت موسى با ساحران گذشت ، جادوگران اولين كسانى بودند كه به حضرت موسى ايمان آوردند ، زيرا ايشان نسبت به اختلاف آشكار و تفاوت عميق ميان سحر و معجزه آگاهترين افراد بودند .
مىگويند علوم و معارفى كه معجزهاش مىناميد و قرآن مشتمل بر نظاير آنهاست در واقع نتيجهء مواهبى است كه بعضى از نوابغ از آن برخوردارند . اين خصوصيات و آثار آن ، در هر جامعهاى پديد آمده و در آينده نيز مىتواند پديد آيد .
پاسخ : مواهب و نبوغ انسانهاى برجسته و ممتاز و افكار و آثارى كه از خود بر جاى مىگذارند همگى نيازمند وسايل و عواملى است . مضافا به اينكه در هر اجتماعى و نسلى و در هر عصر و سرزمين موارد مشابه و نظاير آن را مىتوان يافت ؛ اما معجزات بدون ابزار و عوامل تحقق يافتهاند و هرگز نمىتوان براى آنها موارد مشابه متعارفى جستجو كرد ، مگر آنكه از محدودهء جهان شناختهشده و سنن و نظامات عادى حاكم بر آن فراتر رويم .
مىگويند خرق عادت از سوى خداوند و به دست انبيا آن گونه كه شما معتقديد بيرون رفتن از نظام عامى است كه حكمت بدان اقتضا دارد و مصلحت مخلوق بدان وابسته است .
پاسخ : اعجازگر چه خروج از محدودهء نظام و قوانين متعارف است ، اما به هيچ وجه دگرگون ساختن و در هم ريختن نظام عامى كه حكمت بدان اقتضا دارد و مصلحت مخلوق ايجاب مىكند به شمار نمىرود . هدف معجزه تأييد حق است و چه حكمتى بلندتر از تأييد حق و اهل آن ، و چه مصلحتى فراتر از هدايت خلق به سوى سعادت ؟ زيرا به وسيلهء معجزه است كه ما اراده و خواست خداوند را مبنى بر تأييد فرستادگانش و وجوب تصديق و پيروى از ايشان درمىيابيم .
مىگويند اگر وحى امرى شدنى بود ، خداوند مىبايد به عموم افراد بشر وحى كند نه آنكه آن را به گروه اندكى منحصر ساخته ، آنان را واسطهء ميان خود و خلق خويش
مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 89
مساهمون: الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني
ص٨٩