قاطع در برابر جهانيان است و با رموز فصاحت و فن بيان و علوم و معارف و اخبار غيبى و شواهد حقى كه در خود دارد عالميان را به هماوردى مىطلبد .
مضافا بر اينكه مخاطبان شفاهى در عصر نزول پيشتازان ميدان فصاحت و تكسواران عرصهء بلاغت بودند ؛ سرمايهشان سخن و سرگرمىشان نيكو سخن گفتن ، حرفهشان مسابقه در نثر ، نيكو گفتن و شعر زيبا سرودن بود ؛ كرامت خود را در كسب مهارت در اين ميدان مىديدند ، نه جمع طلا و حمل القاب ؛ و در اين وادى به مقامى رفيع و غير قابل رقابت و نهايتى غير قابل وصول رسيده بودند . مناسبتر آن است كه در همينجا عنان قلم بازگيريم ، و گرنه از هدف تأليف دورافتاده زمان را از دست خواهيم داد .
خوانندهء محترم با مسئلهء اعجاز قرآن و كتابهايى كه در اين باره نوشته شده آشناست ، بنابراين طالبان اطلاعات بيشتر را به آن كتابها ارجاع داده و به همين حد اكتفا مىكنيم .
4 . پاسخ به شبهات
بىمناسبت نمىبينيم در اينجا به ده شبهه مطرحشده پيرامون معجزه كه بسيارى را به ترديد گرفتار ساخته است پاسخ گوييم .
مىگويند معجزه همچون بسيارى از اختراعات است . اگر در معجزات تازگى ، حيرت و شگفتانگيزى وجود دارد ، در آثار علم و دستآوردهاى شگفت آن نيز كه فراروى ماست همين خصوصيات موجود است .
پاسخ : قبلا در بحث معجزه روشن ساختيم كه ميان معجزه و دستآوردهاى شگفتانگيز و اعجابآور علوم و فنون در عالم علم فرقى بسيار و فاصلهاى زياد وجود دارد . معجزه با اسباب و عوامل متعارف صورت نمىپذيرد ؛ اما اختراعات علمى به وسيله ابزار و عواملى انجام مىيابد كه در ميان اهل علم متداول و شناخته شده است و كسانى كه با اين وسايل آشنايى ندارند به سهولت مىتوانند با آموزشهاى ويژه با آنها آشنا شوند .
مىگويند معجزه چيزى شبيه سحر و شعبده و امورى از اين دست و حاصل وهمانگيزى و تردستى است .
پاسخ : قبلا در بحث معجزه داستان مار شدن عصاى موسى را به عنوان نمونهاى از معجزه ذكر كرديم . خلاصه و نتيجه آن بحث اين بود كه معجزه جلوهاى از جلوههاى حق