بىپرده طلبيد و در همان حال عليه اعتقادات و عادات و نظام اخلاقى ما شوريد و آنچه را ما و پدرانمان عقل و خرد مىدانستيم سفاهت و جهالت ناميد و در نتيجه ما نيز به خاطر دفاع از كرامت و حمايت از عزيزترين مواريث خويش براى غلبه بر او و ناتوان ساختن و شكست وى حريصتر از همگان شديم ، سپس او و ما براى مقابله با يكديگر بهپاخاستيم و همهء امكانات خود را بسيج كرديم و على رغم اينكه ما امتى بوديم و او يك فرد تنها و در عرصهاى به مصاف ما آمد كه رويارويى در آن براى ما بسيار آسان بود و وسيلهاى انتخاب كرد كه جزو مشهورترين فنون زمان ما بود ، همچنين فرصت كافى به هماوردان خود داد و نهايت انصاف را در حق ما روا داشت ، آرى على رغم اينهمه ، نه تنها نتوانستيم امرى عظيمتر از آنچه او آورده ارائه كنيم ، بلكه از انجام امرى شبيه به آن هم عاجز شديم ، آيا در اين صورت هيچ صاحب عقلى در اين كه او انسانى برتر و ممتاز است و در رسالت خويش صادق و در ادعاى خود محق است ترديد روا خواهد داشت ؟
به ويژه آن كه ، فراتر از آن ، بدانيم او از كودكى تا روزى كه به رسالت مبعوث شده در ميان ما رشد كرده و همواره به درستى و امانت و مكارم اخلاقى معروف بوده است . اگر او در ميدانى كه براى ما ناشناخته بود معجزهاى مىآورد ممكن بود بگوييم وى مردى است كه در فنونى كه براى ما ناشناخته است مهارت دارد ، يا صنعتى فرا گرفته است كه ما را بر آن اطلاعى نيست ؛ اما او در عرصهاى گام نهاده است كه ما خود را در آن پيشتاز و برتر مىدانيم . بنابراين ، اگر منصف باشيم چارهاى جز پذيرش او و ايمان به آنچه آورده است نداريم . به عنوان مثال موسى ( ع ) معجزهء خويش را در قالب عصايى از چوب خشك عرضه كرد كه فاقد روح و حركت بود ، نه نرمشى داشت و نه ترى و تازگى . سپس به نام كسى كه او را مبعوث كرده بود عصا را بر زمين افكند و ناگهان عصا به مارى با جنبش و حيات تبديل شد . در حالى كه جامعهاى كه موسى با اين معجزه به هماوردى خوانده بود در سحر و جادو برترى و مهارتى خاص و سهم و نصيبى فراوان داشتند ؛ به ويژه آن كه آنان يك امت بودند و پيامبرشان يك فرد . آنان در جادوگرى مهارت داشتند ، در حالى كه او على رغم پرورش يافتن در ميان ايشان هيچ زمانى به استفاده از جادو شهرت نيافته بود .
آنان به تعداد و قدرت و توان خود متكى بودند ؛ و در مقابل ، او از همهء امكانات و عوامل ظاهرى آمادگى و قدرت بىبهره بود . بنابراين ، پس از آن كه موسى عصاى خويش را افكند و عصا افسون و بساط سحر ايشان را بلعيد و حق ثابت و عمل ايشان باطل شد ، آيا
مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 86
مساهمون: الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني
ص٨٦