تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 1070

مساهمون:

ص١٠٧٠
گاه در يك شىء يا اشياى مختلف ، در يك مورد يا بيشتر ، در زمانى كوتاه و يا مدتى طولانى ، در همه يا بعضى از فنون كلامى ، تشابه و تمثل وجود دارد . 2 . اعتقاد به عدم مشابهات و همانندى پيامبر و ديگران در همه زمينه‌ها با آنچه در كتاب و سنت آمده مبنى بر اينكه بشر بودن قدر مشترك ميان رسول و ساير مردمان است مغايرت دارد . بىترديد اين بشريت مشترك ، همان گونه كه گفتيم ، لا محاله موجب همانندى ميان كلام پيامبر و كلام كسانى مىشود كه پيوند يا پيوندهاى ويژه‌اى او را با آنها مرتبط ساخته است . آيا خداوند نمىفرمايد كه :
« . . . قُلْ سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا »
« 1 » و يا
« قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ . .
. » « 2 » و آيا پيامبر در حديثى كه قبلا ذكر آن گذشت نمىفرمايد : « إنما أنا بشر و إنكم تختصمون الىّ . . . » و به مردى كه با ديدن او مبهوت شد و رعب او را فرا گرفت نفرمود : « هون عليك ! فإنى لست بملك ، إنما أنا ابن امرأة من قريش كانت تأكل القديد ؟ » « 3 » ثانيا ، ميان سخن پيامبر و بعضى از خاصان صحابه و تابعان شباهت زيادى مىبينيم ، به طورى كه گاه حديثى مىشنويم و دچار اشتباه مىشويم كه آيا حديث مرفوعى است كه به پيامبر مىرسد ، يا حديثى موقوف به صحابى است ، و يا حديثى مقطوع به تابعى است ، تا اينكه سند حديث ما را به گوينده آن راهنمايى كند . هركس از حسن ذوق و قريحهء سخنورى نصيبى برده باشد در مىيابد كه هر قدر پيوندهاى قوىترى گوينده سخن مشابه با كلام پيامبر را به آن حضرت مرتبط ساخته باشد ، اين شباهت بيشتر مىشود ؛ مانند پيوندها و عوامل مستحكمى كه ميان علىّ بن ابى طالب ( ع ) و پيامبر ( ص ) وجود اشت ، به طورى كه بيان و كلام او رنگ و بويى از كلام نبوى به خود گرفت ، تا آنجا كه اگر شبيه‌ترين كلامها به كلام رسول خدا ( ص ) نباشد ، لااقل از جمله شبيه‌ترين‌هاست . و اما قرآن ؛ و چه كسى مىداند كه قرآن چيست ؟ هيچ‌كس نمىتواند براى آن شبيه و مانند بيابد ، زيرا نمىتواند براى كسى كه قرآن را از محضر خويش ارسال كرده است شبيه و مانندى بيابد ؛ لذا چگونه مىتوان در اين مقام ، قرآن را با حديث مقايسه كرد و آن دو را يك‌جا
هامش
( 1 ) . « . . . بگو : پاك و منزه است پروردگار من ، مگر من جز آدمى پيامبر هستم . » ( اسراء : 93 ) ( 2 ) . « بگو : همانا من آدمى هستم همچون شما كه به من وحى مىشود . . . » ( كهف : 110 ) ( 3 ) . « راحت باش ! من پادشاه نيستم . من پسر زنى از قريش هستم كه گوشت نمك‌سود مىخورد . » دلائل النبوة ، بيهقى ، ج 5 : 69 . سنن ابن ماجة ، كتاب الاطعمة ، باب 30 : ج 3312 .