تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 1066

مساهمون:

ص١٠٦٦
كه گذشت ، براى وحيى كه ادعا مىكرد هزار و يك دليل داشت :
« ميان ماه من تا ماه گردون * تفاوت از زمين تا آسمان است »
پنجم آنكه اين دوشيزه پرخاشگر و داراى اعصابى ناآرام نه مصلح بود و نه از خود دعوتى در تاريخ بر جا گذارد . او فقط در مقطعى از زمان و براى دفاع از نفس و وطن و به مقتضاى غريزهء حب بقا ، كه مشترك ميان انسان و حيوان است ، منادى برگرفتن سلاح و جنگ و نبرد شد . و چيزى نگذشت كه آتشش به سردى گراييد و حماسه‌اش بىفروغ شد .
كأن لم يكن بين الحجون إلى الصفاء * أنيس و لم يسمر بعكة سامر « 1 »
اين دختر متشنج الاعصاب و هيجان‌زده كجا و برترين خلق خدا با آن دعوت بزرگ كجا ؟ انسان بزرگى كه در اصلاح اديان و شرايع و اعمال و اخلاق بشر اثرى جاودان بر جاى گذارد و انسانيت تحقيرشده را از بند ذلت و اسارت رهانيد و خونى جديد در كالبد آن دميد و بدان جهان را دگرگون ساخت و عالم را به سوى سعادت و رستگارى رهبرى كرد - سعادتى كه بدون آن جهان در تاريكى و ظلمت باقى مىماند و محكوم به مرگ و تباهى بود
« أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها . .
. » « 2 » مىگويند پيامبر با ورقة بن نوفل ملاقات داشت و از او تعليم مىگرفت و آراء او را بيان مىكرد ورقه نيز چون از نزديكان خديجه ، همسر محمد ، بود در تعليم و آموزش مطالب به او بخل نمىورزيد . اينان با اين شبهه مىخواهند در ذهن مخاطبان خود ايجاد توهم كنند كه قرآن معارف خود را وام‌دار اين نصرانى بزرگ است كه زبان عربى را به خوبى مىدانست و هر متنى را به اين زبان مىتوانست بخواند . آنچه در پاسخ به شبهات پيشين گفتيم در اين مورد نيز صادق است . و تأكيد مىكنيم اينان براى اثبات اين توهم و شبهه‌اى كه با آن مردم را در شك و ترديد مىاندازند دليلى ندارند . در مقابل ، دلايل عليه مدعاى ايشان
هامش
( 1 ) . « گويى از حجون تا صفا ديارى نبود و در مكه افسانه‌گويى نمانده بود . » كنايه از آنكه هيچ‌كس نبود و اثرى از كسى نمانده بود . ( 2 ) . « آيا كسى كه [ به دل ] مرده بود پس [ به ايمان ] زنده‌اش كرديم و براى او نورى قرار داديم كه بدان در ميان مردم راه مىرود همانند كسى است كه در تاريكىهاست و از آن بيرون‌شدنى نيست . . . » ( انعام : 122 )