تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 1065

مساهمون:

ص١٠٦٥
الجنة و خلق لها أهلا و خلقها لهم و هم فى أصلاب آبائهم ، و خلق النار و خلق لها أهلا و خلقها لهم و هم فى أصلاب آبائهم » « 1 » . علىرغم اينكه خداوند مىداند كودكان مسلمانان در بهشت خواهند بود ؛ اما چون تا آن زمان كه ماجراى مذكور اتفاق افتاد اين حقيقت را به پيامبر تعليم نفرموده بود ، از گفتن چنين سخنى اجتناب ورزيد و عايشه را نيز از آن بازداشت و به وى اجازه نداد دربارهء امرى غيبى كه فقط خداوند از آن آگاه است ذهن خود را به دست وهم و گمان بسپارد . بخارى روايت مىكند كه عثمان بن مظعون « 2 » فوت كرد . مادرش ام العلاء گفت : « رحمت خداوند بر تو باد اى ابو السائب ! من شهادت مىدهم كه خداوند تو را گرامى داشته است . » پيامبر فرمود : « از كجا مىدانى خداوند او را گرامى داشته است ؟ » ام العلاء گفت : « پدرم فدايت اى رسول خدا ، اگر خداوند او را گرامى نداشته باشد ، پس چه كسى را گرامى خواهد داشت ؟ » حضرت فرمود : « اما او را البته مرگ در رسيد . و من ، به خدا سوگند ، براى او آرزوى خير دارم . و سوگند به خدا ، من كه رسول خدا هستم نمىدانم خداى با من چه خواهد كرد . » ام العلاء گفت : « قسم به خداوند كه پس از او هرگز كسى را به پاكى نخواهم ستود . » « 3 » قرآن در اين باره مىفرمايد :
« قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ وَ ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَ لا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ وَ ما أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ
. » « 4 » آيا اين منطقى است كه شخصى چنين دقيق و نكته‌سنج با دخترى احساساتى كه غرق در وهم و رؤياست مقايسه شود ؟ چهارم آنكه ژاندارك براى درستى اوهام و تخيلاتى كه تصور مىكرد به عنوان وحى و سخن خداوند به وى الهام شده است هيچ دليل عقلى ارائه نكرد . اما محمد ، همچنان
هامش
( 1 ) . « اى عايشه ، شايد غير از اين باشد . خداوند بهشت را آفريد و اهلى را براى آن و آن را براى ايشان خلق كرد ، در حالى كه هنوز در پشت پدرانشان بودند . و دوزخ را آفريد و اهلى را براى آن و آن را براى ايشان خلق كرد ، در حالى كه هنوز در پشت پدرانشان بودند . » صحيح مسلم ، كتاب القدر ، باب 6 : ح 31 ؛ سنن ابو داود ، كتاب السنة ، باب 17 ؛ سنن النسائي ، كتاب الجنائز ، باب 58 ؛ سنن ابن ماجة ، المقدمة ، باب 10 . ( 2 ) . عثمان بن مظعون بن حبيب بن وهب جمحى ، ابو السائب ( . . . - 2 ) صحابى پارسا و از دانايان عرب در جاهليت . وى در جنگ بدر حضور داشت . ( الأعلام زركلى ، 4 : 214 ) ( 3 ) . صحيح البخارى ، كتاب الجنائز ، باب الدخول على الميت بعد الموت و الشهادات ، باب القرعة فى المشكلات ، مناقب الأنصار ، باب مقدم النبى و اصحابه المدينة . ( 4 ) . « بگو : من نو آمده‌اى از پيامبران نيستم و نمىدانم كه با من و شما چه خواهند كرد . پيروى نمىكنم مگر آنچه را كه به من وحى مىشود . و من جز بيم‌دهنده‌اى آشكار نيستم . » ( احقاف : 9 )