شبهات و پاسخ آن
اگر دشمنان فرومايه اسلام به گمراهى عزيزان ما مشغول نبودند و شبهات خود را دايما در گوش جوانان ما در مدرسه و دانشگاه تكرار نمىكردند و انديشهها و افكار انحرافى خود را از طريق مطبوعات و محافل مختلف در ميان مردم نمىپراكندند و اگر دانش آموختگان نظام جديد ما تحت تأثير اكاذيب ايشان قرار نمىگرفتند و راضى نمىشدند به بلندگوى آنها بدل گردند ، 14 وجهى كه از اعجاز قرآن برشمرديم براى طرد هر شبههاى و رد هر تهمت و افترايى كفايت مىكرد . ليكن بر ما واجب است تا براى پاكسازى فضاى جامعهء اسلامى از اين ميكربهاى تباهىآفرين و افترائات بنيان برافكن همهء توان خويش را به كار گيريم و به مناسبت به ذكر وجوه اعجاز بسنده نكرده ، شبهات را نيز پاسخ گوييم ، مگر آنكه موضوع روشن بوده و نيازى به تنبه دادن نداشته باشد . در صورت نياز مطالب گذشته را ، البته به ميزان احتياج و با اجتناب از تفضيل ، تكرار خواهيم كرد .
مقدمتا توجه خواننده را به بخش « وحى در نظر موافقان و مخالفان » كه در مبحث سوم اين كتاب گذشت و دلايل عقلى و علمى كه در رد شبهات دهگانه مطرح شده در بخش مذكور گذشت و كمابيش به بحث اعجاز قرآن مربوط بود جلب مىكنم ؛ همچنين ، براى آمادگى بيشتر ، خوانندهء محترم را به مطالعه مجدد شش شبههاى كه در مبحث آيات و سور مكى و مدنى ( مبحث هفتم ) گذشت ارجاع مىدهم . علاوه بر اين ، در مبحث اسلوب و اعجاز قرآن به تفصيل مطالبى را بيان داشتم ، كه فكر مىكنم ما را از پاسخگويى به بسيارى از شبهات بىنياز مىسازد . لذا مطالعهء مجدد آن را بر خواننده لازم مىدانم . حال به طرح شبهات و پاسخ آن مىپردازيم .
مىگويند محمد ( ص ) بحيراى راهب را ملاقات كرد و از او علم آموخت ، و معارف موجود در قرآن حاصل اين اخذ و آن تعليم است .
اولا ، اين سخن مستند به دليلى نيست و عارى از مدعايى مشخص و مطالبى معين است . امثال اين ادعاها ما دام كه مستند به دليلى نباشد پذيرفته نيست . اين ادعا بايد به
هامش
با قرآن است . طبق اين نظر ، معجزهء رسول خدا ( ص ) امرى غير از قرآن است ؛ در حالى كه قرآن به عنوان نشانه و معجزهء پيامبر اسلام مورد اتفاق جملهء مسلمانان است .