تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 1055

مساهمون:

ص١٠٥٥
حركت وامىداشت . براى جلوگيرى از جذابيت و اثر قرآن هيچ راهى جز ايستادن در مقابل آن و مانع شدن مردم از نزديك شدن به آن وجود نداشت . ابو داود و ترمذى روايت مىكنند كه پيامبر ( ص ) مىفرمود : « ألا رجل يحملنى إلى قومه ، فإن قريشا منعونى أن أبلغ كلام ربى . » « 1 » دقت كنيد مىفرمود : « مانع مىشوند كه سخن پروردگارم را ابلاغ كنم » نه اينكه مانع مىشوند سخن پروردگارم را براى خود تلاوت يا بدان عمل كنم . زيرا تلاوت و عمل بدون اعلان آشكار و نشر و ترويج قرآن چندان قريش را تحريك نمىكرد . آنچه ايشان را برمىآشفت و خواب را از چشمانشان مىربود انتشار اين نور خيره‌كننده و جذاب و اعلان آشكار اين كتاب بود كه عقل و دل را شيداى خود مىكرد . در داستان اسلام آوردن عمر و سعد بن معاذ و برادرش اسيد گوشه‌اى از اين جذبه و تأثير بر دل‌ها و تسخير روح‌ها را نشان داديم . ثالثا اعراب هنگامى كه مخاطب قرآن قرار گرفتند ، به دليل پذيرش اعجاز و ناتوانى ذاتى از رقابت و هماوردى با قرآن ، از معارضه با آن دست شستند . اين حقيقت مشهور فرض سوم نظريهء صرفه را نقض مىكند . اگر ناتوانى ايشان ناشى از عاملى عارضى و ناگهانى بود كه استعداد و قدرت بيانى ايشان را از كار مىانداخت و بىاثر مىكرد ، قطعا از ايشان نقل مىشد كه بنا به انگيزه‌هاى قوى سابق الذكر در هماوردى با قرآن كوشيده‌اند ، اما در اين تلاش با مانعى غير قابل پيش‌بينى و محاسبه مواجه شده‌اند . مسلما اين امر آنان را متعجب مىساخت و به مردم اعلام مىكردند تا هم عذر و بهانه‌اى براى خود آورده باشند و هم از شأن و منزلت ذاتى قرآن بكاهند ؛ و به جاى معارضهء مستقيم ، به نثر و نظم معهود و قديمى خود احتجاج مىكردند و از طريق مقايسه ميان كلام پيشين خود با قرآن از مقام و اعجاز آن مىكاستند . همچنين ، اگر اين گمان صحيح بود ، بايد فصاحت و بلاغت ايشان پس از نزول قرآن نسبت به پيش از آن كمتر مىشد ؛ و امروز همه كسانى كه به ادبيات عرب اشتغال دارند مىتوانستند كذب ادعاى اعجاز قرآن را دريابند . همهء اين لوازم ، باطل و فاسد است ، لذا ملزوم آن ، يعنى نظريهء صرفه نيز باطل و فاسد است . علاوه بر اين ، آيا شهادت خود دشمنان قرآن هنگامى كه عناد و لجاجت را
هامش
( 1 ) . « آيا مردى نيست مرا نزد قوم خود ببرد ؟ ( حمايت كند ؟ ) قوم قريش مرا بازداشته است از آنكه سخن پروردگار خود را بيان كنم . » سنن ابى داود ، كتاب السنة ، باب فى القرآن ؛ سنن الترمذى ، كتاب فضائل القرآن ، باب 24 : ح 2925 .