تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 1044

مساهمون:

ص١٠٤٤
- دلاورىهاى اصحاب در نشر قرآن و دفاع از موجوديت و هدايت‌هاى آن . آنان در راه قرآن خالصانه كوشيدند و در پيمانى كه براى حمايت از قرآن با خداوند بستند صداقت داشتند . برخى از ايشان در دفاع از آن جان باختند ؛ و برخى ديگر با جهاد در راه قرآن و فداكارى با جان و مال منتظر ماندند تا دعوت حق را لبيك گفتند . كار به جايى رسيد كه پيامبر ( ص ) برخى از داوطلبان شركت در سپاه را به دليل نوجوانى و سن كم آنان نمىپذيرفت و بازمىگرداند . بسيارى از كسانى كه عذرى داشتند به خاطر شركت نداشتن در جنگ رنج مىبردند ، به طورى كه پيامبر ناگزير شد به خاطر ايشان در مدينه همراه ايشان بماند و گروه‌هاى مسلح و هيئت‌هاى نمايندگى را سازمان دهد و با تجهيزات لازم به مأموريت‌ها اعزام كند . مالك و شيخين روايت كرده‌اند كه پيامبر فرمود : « و الذى نفس محمد بيده ، لو لا أن أشق على المسلمين ، ما قعدت خلاف سرية تغز و فى سبيل اللّه أبدا ؛ و لكن لا أجد سعة فأحملهم و لا يجدون سعة ، و يشق عليهم أن يتخلفوا عنى . و الذى نفس محمد بيده ، لوددت أن أغزو فى سبيل اللّه فأقتل ثم أغزو فأقتل ثم أغزو و أقتل » « 1 » - توفيق اعجاب‌انگيز قرآن در هدايت عالم . پيش از پيامبر ، انبيا و مصلحان و عالمان و قانون‌گذاران و فيلسوفان و دانشمندان اخلاق ، حاكمان و فرمان‌روايان بسيارى بودند ؛ اما براى هيچ‌يك از ايشان ، و بلكه براى همهء ايشان ، مقدور نبود نهضت عظيم و شگفتى را كه محمد ( ص ) در عقايد و اخلاق ، عادات و معاملات ، سياست و تدبير ، و در همه شئون انسانى بپاكرد ، ايجاد كنند . نه پيامبر و نه غير او نمىتوانست چنين برنامه و قانون صالحى بياورد كه در مدت كمتر از بيست سال است امت مردهء عرب را زنده كند و چنان روحى در ايشان بدمد كه از مردگى به درآيند و بپاخيزند و عالم را نجات دهند و سرزمين قيصر و كسرى را تصرف كنند و پايى در شرق و پايى در غرب عالم بگذارند و در كمتر از يك قرن و نيم پرچم ظفرنشان خود را در نيمى از جهان آباد به اهتزاز درآورند .
هامش
( 1 ) . « و سوگند به آنكه جان محمد در دست اوست ، اگر بر مسلمانان مشقت‌بار نبود ، هرگز از جنگ در راه خداوند از پا نمىنشستم . اما نه من امكان آن را دارم كه ايشان را وادار به جهاد كنم ؛ و نه آنان توان جهاد بيش از اين دارند ؛ و برايشان سخت است كه از من بازبمانند . و سوگند به كسى كه جان محمد در دست اوست ، دوست مىداشتم در راه خداوند بجنگم و كشته شوم باز بجنگم و كشته شوم و باز بجنگم و كشته شوم . » صحيح البخارى ، كتاب الجهاد ، باب تمنى الشهادة ؛ صحيح مسلم ، كتاب الإمارة ، باب 38 : ح 103 ( 1876 )
مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 1044 | الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني / آرمين