تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 1042

مساهمون:

ص١٠٤٢
مواريث پدران خود داشت ، با شمشير آخته ، آشكارا به نيت پايان دادن به دعوت قرآن و آورندهء آن حركت كرد . اما اندكى بعد ، هنگامى كه عنايتى شامل حال او شد لختى درنگ كرد و به صوت آيه يا سوره‌اى از قرآن گوش فرا داد . در مقابل حق خاشع و فروتن شد و به خدا و رسول و كتابش ايمان آورد و تسليم گشت . خوانندهء محترم مىتواند به ماجراى مشهور اسلام آوردن عمر يا سعد بن معاذ « 1 » رئيس قبيلهء اوس و پسر برادرش اسيد بن خضير « 2 » مراجعه كند . به دليل نكات سودمندى كه در ماجراى اسلام آوردن سعد و اسيد وجود دارد ، اشاره‌اى كوتاه به آن مىكنيم . كتاب‌هاى سيره روايت مىكنند پيامبر ( ص ) پيش از هجرت و هنگامى كه در مكه بود ، همراه مردم مدينه ، كه در ماجراى بيعت عقبه با او بيعت كرده بودند ، دو نمايندهء بزرگوار خود را براى آموزش اسلام و ترويج آن به مدينه روانه ساخت . اين دو مصعب بن عمير « 3 » و عبد اللّه بن ام مكتوم « 4 » بودند . دو نمايندهء مذكور در اين دو وظيفه بيشترين توفيق را به دست آوردند و در مدينه انقلابى فكرى و حركتى سعادت‌بخش ايجاد كردند . سعد بن معاذ ، رئيس قبيلهء اوس ، از اين وضع به ستوه آمد و به پسر برادرش ، اسيد بن خضير ، گفت : « آيا نمىخواهى نزد اين دو مرد كه آمده‌اند و افراد ضعيف و تهىدست ما را به گمراهى مىكشانند به روى و آنها را از اين كار بازدارى ؟ » اسيد نزد ايشان آمد و گفت : « چرا افراد ضعيف ما را گمراه مىسازيد . » و سپس آن دو را تهديد كرد و گفت : « اگر جان خود را دوست داريد ، از اين كار دست بشوييد . » مصعب تهديد اسيد را نشنيده گرفت و باوقار و استوارى مؤمنانه گفت : « آيا مىنشينى و بدان گوش مىسپارى ؟ اگر تو را راضى و خشنود ساخت بپذير ؛ و اگر بر تو ناپسند آمد ، ما دست بازخواهيم‌داشت . » سپس مصعب به قرائت قرآن پرداخت و اسيد گوش مىداد ، و از آن مجلس برنخاست تا اسلام
هامش
( 1 ) . سعد بن معاذ بن نعمان بن امرئ القيس ( . . . - 5 ه . ق ) صحابى و بزرگ قبيلهء اوس . وى در جنگ بدر و احد شركت داشت و در جنگ خندق مجروح شد و درگذشت ( الأعلام زركلى ، 3 : 88 ) ( 2 ) . اسيد بن خضير بن سماك بن عتيك اوسى ، ابو يحيى ( . . . - 20 ه . ق ) صحابى و بزرگ قبيلهء اوس ، وى در عقيدهء دوم همراه هفتاد تن از انصار حضور داشت . در جنگ احد و خندق شركت كرد . از وى 18 حديث نقل شده است ( الأعلام زركلى ، 1 : 330 ) وى پسر عموى سعد بن معاذ است كه در متن به اشتباه برادرزاده سعد معرفى شده است . ( 3 ) . - ص 275 . ( 4 ) . - ص 276 .
مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 1042 | الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني / آرمين