خود به مشورت پرداخت . آنان گفتند : « به خدا سوگند اگر ما را به كنار اين دريا ( درياى سرخ ) ببرى و در آن وارد شوى ، با تو وارد خواهيم شد و هيچيك از ما رو بر نخواهد گرداند . ما هرگز همچون قوم موسى به تو نخواهيم گفت كه « تو و پروردگارت بجنگيد ما اينجا مىنشينيم . بلكه مىگوييم : تو و پروردگارت بجنگيد ما هم به همراه شما مىجنگيم . » « 1 »
اصحاب پيامبر ( ص ) اين چنين در ميدانهاى نبرد تقدير و سرنوشت را به آغوش مىكشيدند و در طمع شهادت خود را ميان معركه جنگ مىافكندند . و اين چنين بر مرگ حريص بودند . ازاينرو ، خداوند حياتشان بخشيد ؛ و اين چنين در فن جانبازى و مرگ مهارت يافتند كه پادشاهان در مقابل ايشان سر فرودآوردند و زره و كلاه خودداران در برابرشان ناتوان گرديدند :
« وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ »
« 2 »
« . . . وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ
« 3 » » « 4 »
هامش
( 1 ) . اشاره است به سخنان مقداد بن عمرو خطاب به پيامبر ( ص ) پيش از شروع جنگ بدر . - المغازى ، واقدى ، ج 1 : 48 ، نشر دانش اسلامى .
( 2 ) . « و هر كه جهاد كند جز اين نيست كه به سود خويش جهاد مىكند ، زيرا كه خداوند از جهانيان بىنياز است . » ( عنكبوت : 6 )
( 3 ) . « . . . و البته خدا كسى را كه او را يارى كند يارى خواهد كرد ، كه خدا هرآينه نيرومند و تواناى بىهمتاست . » ( حج : 40 )
( 4 ) . مؤلف محترم در ذكر وجوه اعجاز قرآن طريق افراط پيمودهاند . برخى از وجوهى كه برشمردهاند وجه مستقلى به شمار نمىرود . از جمله وجه چهاردهم « اثربخشى و توفيق قرآن بر مخاطبان » با توجه به مثالها و نمونههايى كه براى آن ذكر كردهاند در واقع بخشى از اعجاز بيانى قرآن ، و يا به تعبير مؤلف اعجاز زبان و اسلوب و يا اعجاز شيوهء تأليف قرآن ، به شمار مىرود . و نيز وجه دوازدهم « ناتوانى رسول خدا از آوردن بديلى براى قرآن » در واقع چيزى جز اعجاز بيانى قرآن نيست . همچنين ، برخى ديگر از وجوهى كه برشمردهاند نه اعجاز قرآن ، بلكه اعجاز پيامبر ، و برخى نيز حد اكثر دليلى بر صدق ادعاى آن حضرت است . به عنوان مثال وجه هشتم « آيات عتاب » ، وجه نهم « آياتى كه پس از دورهاى انتظار نازل شد » و وجه دهم « وضع پيامبر به هنگام نزول وحى » و وجه سيزدهم « آياتى كه انتساب قرآن را به پيامبر نفى مىكند » ، همگى قرينه و شاهد و حد اكثر دليلى بر صدق ادعاى پيامبر است ، نه اعجاز قرآن . وجه يازدهم « آيهء مباهله » ربطى به اعجاز ندارد ، زيرا به دليل انصراف مسيحيان نجران مباهلهاى انجام نشد كه بر معجزهاى دلالت كند . حتى اگر مباهله صورت مىپذيرفت و آنان مورد خشم خداوند قرار مىگرفتند ، معجزهاى براى پيامبر محسوب مىشد ؛ و در اين صورت اعجاز قرآن نهايتا إخبار پيشينى از نتيجهء مباهله