و صولت آن بيش از سپاهيان پيروزمند و جنگهاى هلاكتبار ترسيده و مىترسند . زيرا قدرت سپاهيان و جنگها از حد تصرف و كشتن جسم و بدن فراتر نمىرود ؛ اما قدرت اين كتاب جانهاى آزاده و روحهاى بزرگ را نيز به گونهاى كه در هيچ نهضت و تحولى سابقه ندارد تسخير مىكند . قرآن خود به اين وجه از وجوه اعجازش اشاره دارد آنجا كه خداوند كتابش را روحى از امر خود ناميده مىفرمايد :
« وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا . . . »
« 1 » و يا آنجا كه آن را « نور » مىنامد و مىفرمايد :
« . . . قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ »
« 2 » و هنگامى كه آن را براى كسى كه ايمان آورده به زندگى و نور توصيف مىكند مىفرمايد :
« أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها . . . »
« 3 » و يا مىفرمايد :
« مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً . . . »
« 4 » و يا مىفرمايد :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ . . . »
« 5 »
هركس كه از سر تدبر و توجه و انصاف و درحالىكه با اسلوبهاى زبان عربى آشنايى كامل دارد و از شرايط و اسباب نزول قرآن آگاه است اين كتاب را بخواند ، اين تأثير خارقالعاده و توفيق درخشانى را كه از آن سخن گفتيم درمىيابيم . اما كسانى كه در زبان عرب مهارتى ندارند و از شرايط و اسباب نزول وحى بىاطلاعاند كافى است از تاريخ دربارهء قدرت تحولآفرين اين كتاب سؤال كنند كه چگونه چهرهء جهان را دگرگون كرد و حدود جغرافيايى كشورها را تغيير داد ، آن هم از طريق تسلط بر قلب مخاطبان در همان اولين مرحله ؛ تسلطى كه به قهر و غلبه شبيه بود ، اما قهر و غلبه نبود ؛ كارآمدتر از جادو بود ، اما جادو نبود . در اين تسخير و جذب ، ياران و دشمنان و همپيمانان و مخالفان قرآن تفاوتى نداشتند . اين تنها بدان دليل بود كه آنان همگى به ذائقهء فطرت سالم عربى
هامش
( 1 ) . « و همچنين ، از فرمان خويش روحى را به تو وحى كرديم . . . » ( شورى : 52 )
( 2 ) . « . . . به راستى شما را از سوى خدا نورى و كتابى روشن و روشنكننده آمده است . » ( مائده : 15 )
( 3 ) . « آيا كسى كه [ به دل ] مرده بود پس [ به ايمان ] زندهاش كرديم و براى او نورى قرار داديم كه بدان در ميان مردم راه مىرود همانند كسى است كه در تاريكىهاست و از آن بيرونشدنى نيست . . . » ( انعام : 122 )
( 4 ) . « هركس از مرد و زن كه كارى نيك و شايسته كند در حالى كه مؤمن باشد ، هرآينه او را به زندگانى پاك و خوشى زنده بداريم . . . » ( نحل : 97 )
( 5 ) . « اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، خداى و پيامبر را پاسخ دهيد هنگامى كه شما را به چيزى خوانند كه زندهتان مىسازد . . . » ( انفال : 24 )