تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
پس بلوهر گفت : آن مردار مثل متاع دنياست ، و آن سگهاى رنگارنگ مثل انواع اهل دنياست ، كه براى دنيا با يكديگر نزاع مىكنند ، و خون يكديگر را مىريزند ، و مالهاى خود را براى تحصيل اعتبارات آن صرف مىنمايند ، و آن شخص كه سگان بر او حمله مىآورند ، و او را به جيفهء ايشان كارى نيست مثل صاحب دينى است كه ترك دنيا كرده است ، و از دنيا به كنار رفته است ، و با ايشان در امر دنيا منازعه ندارد ، و دنيا را به ايشان گذاشته است ، و با اين حال اهل دنيا با او دشمنى مىكنند براى بيگانگى كه از ايشان دارد . اى پسر پادشاه اگر تعجّب مىكنى تعجّب كن از اهل دنيا كه جميع همّت ايشان مصروف است بر جمع دنيا و بسيارى آن ، و مفاخرت كردن به اعتبارات آن ، و غلبه جستن در آن ، و چون كسى را ديدند كه دنيا را در دست ايشان گذاشته است و از دنيا دورى كرده است با او منازعه و خشم و غضب بيشتر دارند از جماعتى كه با ايشان بر سر دنيا منازعه مىكنند ، پس چه حجّت باشد از اهل دنيا را در منازعهء آن جماعت ؟ يوذاسف گفت : اى حكيم بر سر مطلب من آى ، و از آن‌گونه سخن بگو . بلوهر گفت : چون طبيب مهربان بيند كه بدن را اخلاط فاسده ضايع كرده است ، و خواهد كه تقويت بدن كند ، و آن را فربه گرداند ، اوّل مبادرت نمىكند به غذاهائى كه مورث قوّت و مولد گوشت و خون است ؛ زيرا كه مىداند كه با وجود اخلاط فاسده در بدن اين غذاهاى مقوّى باعث قوّت مرض و زيادتى فساد بدن مىشود ، و نفعى براى قوّت نمىبخشد ، بلكه اوّل او را امساك و پرهيز مىفرمايد و براى دفع اخلاط فاسده ، دواها براى او تدبير مىكند ، و چون اخلاط فاسده را از بدن او زايل كرد به او تجويز طعامهاى مقوّى مىكند ، و در اين هنگام مزّهء طعام را مىيابد و فربه و قوى مىشود ، و محتمّل بارهاى گران مىتواند شد به مشيّت الهى .
عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 532 | العلامة المجلسي / السيد مهدي الرجائي