يوذاسف گفت : راست گفتى اى حكيم .
بلوهر گفت : بعضى از مردم هستند كه به فطرت مستقيم و فكر درست پيش از آمدن پيغمبران حق را مىيابند ، و به آن راغب مىشوند ، و بعضى هستند كه بعد از بعثت پيغمبران و شنيدن دعوت ايشان اطاعت مىنمايند ، و تو اى پسر پادشاه آن كسى هستى كه به عقل و فراست خود رو به مقصد اصلى كردهاى .
يوذاسف گفت : آيا جمع ديگر هستند غير از گروه شما كه مردم را به ترك دنيا خوانند ؟ بلوهر گفت : در اين بلاد گمان ندارم ، امّا در غير اين بلاد جمعى هستند كه به زبان اظهار حق مىنمايند ، و اعمال ايشان به اعمال اهل حق نمىماند ، و به اين سبب راه ما و ايشان مختلف شده است .
يوذاسف گفت : به چه سبب حقتعالى شما را به حق سزاوارتر نموده است از ايشان ؟ و حال آنكه آن امر غريب آسمانى از يك محل و منبع به شما رسيده است .
بلوهر گفت : جميع راههاى حق از جانب خدا است ، و حقتعالى جميع بندگان را به سوى خود خوانده است ، پس جمعى قبول كردهاند ، و به شرايط آن عمل نمودهاند ، و ديگران را به آن راه حق به فرمودهء الهى هدايت نمودهاند ، ظلم و خطا نمىكنند ، و دقيقهاى از دقايق شرع و دين را فرونمىگذارند ، و جمعى ديگر قبول كردهاند امّا آن را چنانچه بايد برپا نمىدارند ، و به شرايط آن عمل نمىنمايند ، و به اهلش نمىرسانند ، و ايشان را در اقامت حق و عمل نمودن به شرايع ملّت عزمى و اهتمامى نيست ، پس آداب ملّت و قوانين شريعت را ضايع مىكنند ، و بر طبعهاى ايشان گران است ، و فرق ميان اين دو گروه بسيار است ؛ زيرا كسى كه دين را ضايع مىكند ، مثل كسى نيست كه آن را محافظت نمايد ، و كسى كه امور ملّت را فاسد مىكند ، مثل كسى نيست كه آنها را به اصلاح آورد ، و كسى كه بر شدّتها صبر نمايد در راه حق ، مثل كسى نيست كه جزع كند ، و بهسبب آنها ترك حق نمايد ، و از اين
عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 535
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٣٥