تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
مانند گرگ بودند در غارت كردن ، و بعضى مانند سگ بودند در فرياد زدن ، و بعضى مانند روباه بودند در حيله و دزدى ، پس همگى مقصودشان اضرار من بود ، ليكن از راههاى مختلف . اى پادشاه به درستى كه تو با اين عظمت كه دارى از ملك و پادشاهى و بسيارى فرمانبران از اهل و لشكر و حوالى و حواشى و اطاعت‌كنندگان ، اگر نيك نظر كنى در حال خود مىدانى كه تنها و بىكسى ، و يك دوست ندارى از جميع اهل روى زمين ؛ زيرا كه مىدانى جمعى كه فرمان‌بردار تو نيستند از جميع طوايف دشمن تواند ، و جمعى كه رعيّت و فرمان‌بردار تواند ، حشوى چندند از اهل عداوت و نفاق كه دشمنى ايشان مر تو را زيادتر است از عداوت جانوران درنده ، و خشم ايشان مر تو را از طوايف ديگر كه مطيع تو نيستند بيشتر است . پس اگر نيك تأمّل كنى در حال جمعى كه يارىدهندگان و خويشان تواند درمىيابى كه ايشان جمعىاند كه كار تو را مىكنند براى مزد ، و همگى مايلند كه كار را كمتر كنند و مزد را بيشتر بگيرند ، و چون نظر نمائى به مخصوصان و خويشان بسيار نزديك خود ، گروهى را مىيابى كه تو جميع مشقّت و زحمت و كار و كسب خود را براى ايشان بر خود گذاشته ، و نسبت به ايشان به منزلهء غلامى شده‌اى كه آنچه كسب كند قدرى مقرّر به آقاى خود دهد ، و با اين حال هيچ‌يك از ايشان از تو راضى نيستند ، هرچند جميع مال خود را بر ايشان قسمت كنى ، و اگر مقرّرى ايشان را از ايشان بازگيرى ، البتّه با تو دشمن خواهند شد ، پس معلوم شد كه بىكس و تنهائى ، و بىمال و اسبابى . امّا من كه صاحب اهل و مال و برادران و دوستانم مرا نمىخورند ، و براى خوردن مرا نمىخواهند ، و من دوست ايشانم و ايشان دوست منند ، و هرگز دوستى ميان من و ايشان بر طرف نمىشود ، و ايشان ناصح و خيرخواه منند ، و من