تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
ورمهاى سينه ، و چگونه قوّت دنيا ضعيف نباشد و حال آنكه اسباب قوّت همگى موجب مرگ و هلاك بدنند ، و چگونه عزّت دنيا خوارى نباشد و حال آنكه هرگز كسى عزّتى در دنيا نديده است كه بعد از آن خوارى و مذلّتى نباشد ، و ايّام عزّت كوتاه است ، و ايام خوارى دراز . پس سزاوارترين مردم به مذمّت دنيا كسى است كه اسباب دنيا را براى او گشوده باشند ، و مهيّا كرده باشند ، و حاجتهاى خود را از دنيا يافته باشد ؛ زيرا كه در هر شب و هر روز و هر ساعت و هر لحظه ترسان است از آنكه آفتى به مال او برسد ، و آن را فانى كند ، يا به ناگاه بلائى به خويشان و دوستان او برسد ، و ايشان را بربايد ، و يا فتنه‌اى بر جمعيّت او برخورد و به غارت برد ، يا مصيبتى در رسد و بناهاى او را از بيخ بركند ، يا مرگ او برسد و او را از پا درآورد ، و از مفارقت هر چيزى كه به آن بخل مىورزيد دردى بر دل او گذارد . پس مذمّت مىكنم به سوى تو اى پادشاه دنيائى را كه آنچه عطا كرد بازمىگيرد ، و و بال او بر گردن آدمى مىماند ، و بر هركه جامه‌اى پوشانيد از او مىكند ، و او را عريان مىگرداند ، و هركه را بلند كرد پست مىكند ، و به جزع و بىتابى مىافكند ، و عاشقان و طالبان خود را ترك مىكند ، و به شقاوت و محنت مىرساند ، و گمراه‌كننده است كسى را كه اطاعت آن كند و به آن مغرور شود ، و غدّار و بازىدهنده است هركسى را كه ايمن باشد از آن و اعتماد بر آن داشته باشد ، حقّا دنيا مركبى است سركش ، و مصاحبى است خائن و بىوفا ، و راهى است لغزنده ، و منزلى است در غايت پستى ، گرامىدارنده‌اى است كه گرامى نداشته كسى را ، مگر آنكه عاقبت خوار كرده است او را ، محبوبه‌اى است كه هرگز محبت به كسى نداشته است ، ملازمت كرده شده‌اى است كه لازم هيچ‌كس نگشته است ، و به آن وفا مىكنند و آن غدر و مكر مىكند ، و به او راست مىگويند و او دروغ مىگويد ، وفا
عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 507 | العلامة المجلسي / السيد مهدي الرجائي