تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
پروردگار خود را فراموش كرده‌اى ، اگر به پروردگار خود عالم بودى و عظمت و بزرگوارى او را مىشناختى هميشه از او ترسان بودى ، و وعده‌هاى او را امّيدوار بودى ، بيچاره فرزند آدم ، چرا ياد نمىكنى لحد خود را و تنهائى خود را در قبر « 1 » . و حضرت صادق عليه السّلام فرمود : از خدا امّيد بدار امّيدى كه تو را بر معاصى جرأت ندهد ، و بترس از او ترسى كه تو را از رحمت او نااميد نگرداند « 2 » . و در حديث ديگر فرمود : خائف كسى است كه خوف الهى بر او زبانى نگذاشته باشد كه سخن گويد « 3 » . و در حديث ديگر فرمود : حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود : آخر بنده‌اى را كه حق‌تعالى امر فرمايد به آتش جهنّم برند نگاهى به عقب خود كند ، حق‌تعالى فرمايد : او را برگردانيد ، پس از او سؤال نمايد چرا به قفا نظر مىكردى ؟ گويد : خداوندا من اين گمان به تو نداشتم كه مرا به جهنّم فرستى ، فرمايد : چه گمان به من داشتى ؟ گويد : گمان من اين بود كه گناهان مرا بيامرزى ، و در بهشت خود مرا ساكن گردانى ، پس خداوند جبّار تعالى شأنه فرمايد : اى ملائكهء من به عزّت و جلال و نعمتها و بزرگوارى و رفعت شأن خود قسم مىخورم كه اين بنده يك ساعت از عمر خود را گمان نيك به من نداشته است ، و اگر يك ساعت به من اين گمان مىداشت او را به آتش نمىرسانيدم ، به اين دروغى كه مىگويد او را به بهشت بريد ، پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود : هر بنده‌اى كه ظنّ نيكو به پروردگار خود داشته باشد ، خدا با او به گمان او عمل مىكند ، چنانچه حق‌تعالى مىفرمايد
وَ ذلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي
هامش
( 1 ) بحار الانوار 70 / 382 ح 33 . ( 2 ) بحار الانوار 70 / 384 ح 39 . ( 3 ) بحار الانوار 70 / 384 ح 41 .