مگر خائف و ترسان ، و او را به اصلاح نمىآورد مگر خوف حقتعالى « 1 » .
و در حديث ديگر فرمود : مؤمن به ايمان فائز نمىگردد تا ترسان و امّيدوار نمىباشد ، تا كار نكند براى آنچه از آن مىترسد و امّيد مىدارد « 2 » .
و از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود :
حقتعالى شأنه مىفرمايد : اعتماد نكنند عملكنندگان بر اعمالى كه از براى تحصيل رضاى من مىكنند ؛ زيرا اگر سعى كنند و خود را تعب فرمايند در تمام عمرهاى خود در عبادت من ، هنوز مقصّر خواهند بود ، و به كنه عبادت من نرسيدهاند ، و مستحق نخواهند بود آنچه را طلب مىكنند از كرامتها و ثوابهاى من ، و مستحقّ بهشت و درجات عاليه آن نخواهند بود ، و ليكن بايد اعتماد ايشان بر رحمت من باشد ، و امّيدوار به فضل من باشند ، و به گمان نيكى كه به من دارند مطمئن شوند ، در اين حال رحمت من شامل حال ايشان مىشود ، و خوشنودى من به ايشان مىرسد ، و آمرزش من جامهء عفو در ايشان مىپوشاند ، به درستى كه منم خداوند بسيار بخشندهء بسيار مهربان « 3 » .
و در حديث ديگر فرمود : در كتاب على عليه السّلام نوشته است : حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله در منبر فرمود : به حقّ خداوندى كه به جز او خداوندى نيست به مؤمنى خير دنيا و آخرت نمىرسد مگر به حسن ظن و گمان نيك ، و امّيدى كه به خداوند خود دارد ، و حسن خلق در معاشرت مردم ، و ترك غيبت مؤمنان كردن ، و به حقّ خداوندى كه به جز او خداوندى نيست خدا عذاب نمىكند مؤمنى را بعد از توبه و استغفار ، مگر بهسبب گمان بدى كه به پروردگار خود داشته باشد ، و در امّيد به خدا تقصير
هامش
( 1 ) اصول كافى 2 / 71 ح 12 .
( 2 ) اصول كافى 2 / 71 ح 11 .
( 3 ) اصول كافى 2 / 71 ح 1 .