و نااميد بودن از رحمت الهى و ايمن بودن از عذاب الهى از جملهء گناهان كبيره است ، و بايد فرق كرد ميان رجا و مغرور شدن و خوف و مأيوس بودن .
بدان كه رجا عبارت است از امّيد داشتن به رحمت الهى ، و طالب آن بودن ، و آثار صدق رجا در اعمال ظاهر مىشود ، پس كسى كه دعواى رجا كند ، و ترك اعمال خير نمايد ، او كاذب است در آن دعوا ، بلكه اين غرّه است ، و از بدترين صفات ذميمه است ، مثل آنكه اگر زارعى شخم نكند و تخم نپاشد ، و گويد : من امّيد دارم كه اين زراعت برآيد .
آنكو عمل نكرد و عنايت امّيد داشت * ابله نكشت دانه و دخل انتظار كرد
اين عين سفاهت است نه رجا و امّيد و اگر آنچه زراعت را ضرور است به عمل آورد ، و تخم بپاشد و آب بدهد ، و هر روز بر سر زراعت خود برود و گويد : امّيد دارم كه حقتعالى كرامت فرمايد ، امّيد او به جاست ، و در دعواى خود صادق است .
و همچنين در زراعتهاى معنوى ، كسى كه اعمال صالحه را با شرايط بجا آورد ، و بر عمل خود اعتماد نكند ، و به فضل الهى امّيدوار باشد ، او صاحب رجاست ، و همچنين در خوف اگر خوف او را باعث يأس از خدا شود ، و ترك عمل كند ، اين نااميد از رحمت الهى است ، و در مرتبهء شرك است ، و اگر خوف او را باعث شود كه ترك محرّمات كند ، و در عبادات اهتمام نمايد ، اين خوف صادق است ؛ زيرا هركه از چيزى خائف و ترسان است ، البتّه از آن گريزان است .
و آن شقّ اوّل به مثل از بابت آن است كه شخصى نزد شيرى ايستاده باشد ، و دست در دهان آن كند ، و گويد : من از او مىترسم ، پس كسى كه راست گويد كه از عذاب الهى مىترسد چرا مرتكب امرى چند مىشود كه موجب عذاب است ، و آدمى بايد طبيب نفس خود باشد ، و اگر رجا و اميد را بر خود غالب داند و ترسد كه