مىآيد نرمى و رقّت و گريه و ترس است « 1 » .
اى عزيز شاهدى براى بدعت بودن اين اطوار از اين بهتر نيست كه يك كس از شيعه و سنّى و صوفى نقل نكرده است ، كه حضرت رسالت پناه ، و ائمّهء معصومين عليهم السّلام ، و اصحاب گرام ايشان ، و علماى ملّت ايشان ، هرگز مطربى داشتهاند ، و براى ايشان زمزمه مىكرده است ، يا حلقهء ذكرى منعقد مىساختهاند ، يا اصحاب خود را به آن امر مىكردهاند ، و اگر اين عبادت چنين اهتمام در شأن آن مىبود چرا ايشان به اصحاب خود نمىفرمودند ، بلكه بدعتها شيرين مىباشد ، و عبادتها بر نفس گران است ، نمىبينى كه اگر پنجاه فاضل عادل بگويند حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام فرموده است : هركه در شب جمعه نماز جعفر بگذارد گناهانش آمرزيده مىشود ، و فضايل نامتناهى دارد ، از ده هزار كس يك كس به آن رغبت نمىكند ، و اگر به بقعهاى بگذرند كه چند جلف فرياد كنند يا ربّ من يا ربّ من ، در حلقه ايشان داخل مىشوند به رغبت تمام ، و تا صباح برمىجهند ، تو خود با نفس خود انديشه نمىكنى كه كدام روز نفس تو چنين راغب به خيرات بود ، و چرا در يك امر خير ديگر اين اهتمام را ندارند .
از انصاف مگذر ، هرگاه از اهل بيت رسالت قريب به هزار حديث در دعاها و اعمال شب جمعه و روز جمعه وارد شده باشد ، چنانچه ابن طاوس عليه الرحمه كتابى در اين خصوص نوشته است ، و در آن دعاها و اعمال چندين هزار راه قرب و بندگى تعليم تو كرده باشند ، تو به هيچيك نظر نكنى ، و تمام آن شب و روز را در چيزى صرف كنى كه تمام علماى عصر گويند حرام است ، و خود اعتراف داشته باشى كه خدا نفرموده است ، در روز قيامت چه عذر خواهى گفت ؟ و به چه حجّت
هامش
( 1 ) اصول كافى 2 / 616 - 617 ح 1 .