حضرت فرمود : چه چيز بيشتر موجب سرور و روشنى چشم تو مىشود ؟
گفت : زنان كه ايشان تلّهها و دامهاى منند ، و چون نفرينها و لعنتهاى صالحان بر من جمع مىشود به نزد زنان مىروم ، و از ايشان دلخوش مىشوم ، حضرت فرمود :
اين خود چيست كه بر سر توست ؟ گفت : به اين خود را از نفرينهاى صالحان حفظ مىكنم ، فرمود : اين قلّاب چيست كه بر آن آويخته است ؟ گفت : به اين دلهاى صالحان را مىگردانم ، و به سوى خود مىكشم .
فرمود : هرگز به من يك ساعت ظفر يافتهاى گفت : نه و ليكن در تو يك خصلت مىبينم كه مرا خوش مىآيد ، فرمود كدام است ؟ گفت : اندكى بيشتر چيزى مىخورى در هنگام افطار ، و اين موجب سنگينى تو مىشود ، و ديرتر به عبادت برمىخيزى ، حضرت يحيى فرمود : با خدا عهد كردم كه هرگز از طعام سير نشوم تا خدا را ملاقات نمايم ، شيطان گفت : من نيز عهد كردم كه هيچ مسلمانى را ديگر نصيحت نكنم تا خدا را ملاقات كنم ، و بيرون رفت ديگر به خدمت حضرت نيامد « 1 » .
و يك قسم ديگر آن است كه : از باب مكر و فريب و ساختگى است ، چنانچه بسيار ديدهايم كه اگر در آن حالت بر كنار بامى باشند در هنگام اضطراب و شور خود را به طرف ديگر مىاندازند ، و آثار اختيار در افعال ايشان ظاهر است .
و يك قسم ديگر : مرضى است كه به اعتبار ترك حيوانى و ضبط نفس در ذكر خفى و ساير بدعتهاى ايشان كه موجب ضعف قلب و دماغ و مولد مواد سوداويه است حاصل مىشود ، و با اندك صداى خوشى ، يا صداى موحشى ، يا زيادتى فرحى ، يا زيادتى حزنى مدهوش مىشوند ، و بىتابانه حركات از ايشان صادر
هامش
( 1 ) بحار الانوار 14 / 172 - 173 ح 12 .