نيستند ، و اصل توبه بدون اينها متحقّق مىشود ، و به ترك اينها عقاب خواهد داشت ، و ظاهر بعضى احاديث اين است كه اينها شرط قبول توبهاند .
و توبهء كامل آن است كه تدارك ما فات به قدر امكان بكند ، و آنچه از ثمرات گناهان در نفس او حاصل شده آنها را ازاله نمايد ، چنانچه حضرت در حديث گذشته اشاره به آن فرمود ، كه اول به يك سال تحديد فرمود ، كه در توبهء كامل شرط است يك سال بعد از آن به رياضات و مجاهدات تدارك ما فات بكند ، و بعد از آن توبه ناقصتر يك ماه است ، و همچنين تا يك روز ، و اقلّ مرتبهء اجزاء توبه آن است كه معاينه امور آخرت نشده باشد ، كه بعد از آنكه معاينهء امور آخرت شد ديگر توبه مقبول نيست .
و از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام منقول است كه : شخصى در حضور آن حضرت گفت : استغفر اللّه ، حضرت فرمود : مىدانى استغفار چيست ؟ استغفار درجهء علّيين است ، و آن اسمى است كه بر شش چيز اطلاق مىكنند ، و شش جزو دارد :
( اوّل ) : پشيمانى بر گذشته . ( دوّم ) : عزم بر اينكه ديگر عود نكنى هرگز ( سوّم ) :
آنكه حقّ مخلوقين را به ايشان برسانى ، كه چون خدا را ملاقات نمائى پاك باشى ، و هيچ حقّى از مردم در ذمّهء تو نباشد ، ( چهارم ) : آنكه هر واجب كه از تو فوت شده باشد بجا آورى ، ( پنجم ) : آن گوشتى كه به حرام در بدن تو روئيده آن را به اندوه و حزن و مشقّت بگدازى تا پوست به استخوان بچسبد ، و گوشت تازهاى در ميان پوست و استخوان برويد .
( ششم ) : آنكه به بدن خود الم طاعت بچشانى آنقدر كه لذّت معصيت را به آن چشانيدهاى « 1 » .
هامش
( 1 ) بحار الانوار 6 / 36 - 37 ح 59 .