بهلول كرد ، و آيه را بر او خواندند ، و او را به بهشت بشارت دادند « 1 » .
و بايد دانست كه توبه را شرايط و بواعث هست .
اوّل : باعث توبه كه آدمى را بر توبه مىدارد آن است كه تفكّر كند در عظمت خداوند كه معصيت او كرده است ، و در عظمت گناهانى كه مرتكب شده است ، و در عقوبات گناهان ، و نتيجههاى دنيا و آخرت ، و آنها كه در آيات و اخبار وارد شده است ، و شمّهاى از آنها بعد از اين بيان خواهد شد ، و تفكّر نمايد كه چه منفتها و فوائد عظيمه بهسبب گناهان از او فوت شده است ، تا اين تفكّرات باعث اين شود كه او را تألّم و تأسّف حاصل شود از فوت آن محبوبات و تحصيل آن عقوبات ، و اين ندامت او را باعث مىشود بر سه چيز كه توبه مركّب از اينهاست .
( اوّل ) : از آنها تعلّق به حال دارد ، كه الحال ترك آن گناهان كه مرتكب آنها بوده است بكند .
( دوّم ) : متعلّق است به آينده ، كه عزم جزم بكند بعد از اين عود به اين گناهان نكند تا آخر عمر .
( سوّم ) : متعلّق است به گذشته ، كه پشيمان باشد از گذشتهها ، و تدارك گذشتهها بكند اگر تدارك داشته باشد .
و بدان كه گناهانى كه از آن توبه واقع مىشود بر چند قسم است .
( اوّل ) آن گناه مستلزم حكمى ديگر به غير از عقوبت آخرت نباشد ، مانند پوشيدن حرير براى مردان ، و در توبهء اين گناه همين ندامت و عزم بر نكردن كافى است براى بر طرف شدن عقاب اخروى .
هامش
( 1 ) بحار الانوار 6 / 23 - 26 ح 26 .