و حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود : طعامخورندهء شكركننده ، ثوابش مثل ثواب روزهدارى است كه از براى خدا روزه داشته باشد و صاحب عافيتى كه بر عافيت شكر كند ، ثوابش مثل كسى است كه به بلا مبتلا باشد و صبر كند ، و مالدارى كه شكر كند در ثواب محرومى است كه قانع باشد « 1 » .
و بدان كه شكر هر نعمتى مشتمل بر چند چيز است :
( اوّل ) : آنكه منعم خود را بشناسد ، و چيزى كه لايق او نباشد در ذات و صفات نسبت به او ندهد ، و انكار وجود او ننمايد ، و هرچه مقابل اين معنى است كفران است ، چنانچه حقتعالى در بسيارى از آيات كافران را به كفران نعمت مذمّت فرموده است ، كه انكار وجود منعم خود كردهاند ، و شريك از براى او قرار دادهاند .
( دوّم ) : آنكه بداند اين نعمت از جانب كيست ، و نعمتهاى خدا را از جانب ديگران نداند ، چنانچه از حضرت صادق عليه السّلام منقول است : هركه خدا نعمتى به او كرامت فرمايد ، و آن نعمت را به دل خود بشناسد ، و بداند از خدا به دو رسيده ، پس شكر آن نعمت را ادا كرده است « 2 » .
( سوّم ) : آنكه اظهار آن نعمت بكند ، و ثناى منعم به زبان بجا آورد ، چنانچه به اسانيد معتبره منقول است از حضرت صادق عليه السّلام : هر نعمتى كه خدا انعام فرمايد خواه كوچك باشد و خواه بزرگ ، و بنده بگويد الحمد للّه ، شكر آن نعمت را ادا كرده است « 3 » .
( چهارم ) آنكه نعمت را در چيزى صرف كند كه رضاى منعم در آن است ، و حقّى كه خدا در آن نعمت بر او واجب نموده ادا كند ، مثل آنكه نعمت زبان شكرش
هامش
( 1 ) اصول كافى 2 / 94 ح 1 .
( 2 ) اصول كافى 2 / 96 ح 15 .
( 3 ) اصول كافى 2 / 95 - 97 .