تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
زمان تو بوده‌اند ، همه در وجود و بقا و كمالات تو مدخليّت دارند . و كسى كه در گلستان منعميّت و رحمانيّت الهى تفكّر نمايد ، الوان گلهاى حقايق به فضل الهى بر روى عقل او شكفته مىشود ، و از اين درياى بىپايان بهر مىبرد ، و اين تفكّر است كه ممدوح است ، و امر كرده‌اند ائمّه كه تفكّر در نعمتهاى الهى بكنيد ، و اين تفكّر فوائد بىنهايت دارد ؛ زيرا كه موجب مزيد معرفت به منعم و معرفت عجز و ناتوانى و احتياج خود مىگردد ، و محرّك بر عبادات و مانع از محرّمات مىشود ، و موجب رضا به قضاى الهى و عدم كفران نعمتهاى او مىشود . چنانچه از حضرت امام محمّد تقى عليه السّلام منقول است كه : سلمان روزى ابو ذر را به خانهء خود طلبيد ، و دو گردهء نان نزد او حاضر نمود ، ابو ذر نانها را به دست گرفت و مىگردانيد و نظر مىكرد ، سلمان گفت : اى ابو ذر براى چه ملاحظهء آن نانها مىكنى ؟ گفت : مىخواستم ملاحظه كنم كه خوب پخته است يا نه ، سلمان بسيار در غضب شد و گفت : بسيار جرأت مىنمائى كه نعمت الهى را سبك مىشمارى ، و اللّه كه در اين نان عمل كرده است آبى كه در زير عرش است ، ملائكه عمل كرده‌اند تا آن آب را به باد داده‌اند ، و باد آن را در ابر ريخته ، و ابر در آن كار كرده تا آن را بر زمين باريده ، و رعد و ملائكه در آن عمل كرده‌اند تا به جاهاى خود قطره‌هاى باران را گذاشته‌اند ، و در اين نان زمين و چوب و آهن و حيوانات و آتش و هيزم و نمك به كار رفته و در آن عمل كرده ، و آنچه در آن دخل دارد احصاء نمىتوان نمود ، پس چگونه تو اين شكر را مىتوانى كرد ؟ ابو ذر گفت : از سخن خود توبه كردم ، و استغفار مىنمايم ، و عذر تو را نيز مىخواهم ، و فرمود كه : مرتبهء ديگر سلمان ابو ذر را به ضيافت طلبيد ، و پارهء نان خشكى چند از انبان خود به درآورد ، و در آب فروبرد و نزد ابو ذر گذاشت ، ابو ذر گفت : چه نيكو نانى است كاشكى نمكى هم مىبود ، سلمان رفت و كاسهء خود را