شد « 1 » .
و از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : علم مقرون است به عمل ، پس هركه دانست عمل مىكند ، و هركه عمل مىكند عالم است ، و علم آواز مىكند عمل را اگر اجابت او كرد و به جانب آن آمد علم مىماند ، و اگر عمل نيامد علم مىرود « 2 » .
و از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام منقول است فرمود كه : اى طلبكنندهء علم به درستى كه علم را فضايل بسيار هست ، پس سر علم تواضع و فروتنى است ، و چشم او بىزارى از حسد است ، و گوش آن فهميدن است ، و زبانش راستگوئى است ، و حافظهاش تفحّص كردن است ، و دلش نيكى نيت است ، و عقلش دانستن اشياست ، و دستش رحمت بر خلايق ، و پايش زيارت كردن علماست ، و همّتش سلامتى مردم است از ضرر او ، و حكمتش ورع و پرهيزكارى است ، و قرارگاهش نجات است ، و قائد و كشانندهاش عافيت از بدىهاست ، و مركبش وفاى به عهود خدا و خلق است ، و حربهاش نرمى سخن است ، و شمشيرش راضى بودن از خلق است ، و كمانش مدارا كردن با دشمنان است ، و لشكرش صحبت داشتن با علما ، و مالش ادب است ، و ذخيرهاش اجتناب از گناهان ، و توشهاش نيكى است و مأوى و محلّ آرامش او مصالحهء با خلق است ، و راهنمايش هدايت است ، و رفيقش دوستى نيكان است « 3 » .
هامش
( 1 ) بحار الانوار 70 / 174 - 175 .
( 2 ) اصول كافى 1 / 44 ح 2 .
( 3 ) اصول كافى 1 / 48 ح 2 .