تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
اعضاء و جوارح مىرسد بيشتر مىشود ، و چندان‌كه در اعضاء و جوارح آنها بيشتر صرف مىشود ، چشمه زاينده‌تر مىشود ، و آبش صاف‌تر و گواراتر مىشود ، پس عمل باعث كمال علم ، و ايمان نيز موجب كمال و زيادتى اعمال مىشود . چنانچه از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : روزى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در مسجد نماز صبح گذاردند ، پس نظر كردند به سوى جوانى كه او را حارثة بن مالك مىگفتند ، ديدند كه سرش از بسيارى بىخوابى به زير مىآيد ، و رنگ رويش زرد ، و بدنش نحيف گشته ، و چشمهايش در سرش فرورفته ، حضرت از او پرسيدند : بر چه حال صبح كرده‌اى ؟ و چه حال دارى ؟ حارثة گفت : صبح كرده‌ام يا رسول اللّه با يقين ، حضرت فرمود : بر هر چيزى كه دعوى كنند حقيقتى و گواهى هست ، حقيقت يقين تو چيست ؟ گفت : حقيقت يقين من يا رسول اللّه اين است كه پيوسته مرا محزون و غمگين دارد ، و شبها مرا بيدار و روزهاى گرم مرا به روزه مىدارد ، و دل من از دنيا روگردانيده ، و آنچه در دنياست مكروه دل من شده ، و يقين به مرتبه‌اى رسيده كه گويا مىبينم عرش خداوندم را كه براى حساب در محشر نصب كرده‌اند ، و خلايق همه محشور شده‌اند ، و گويا من در ميان ايشانم ، و مىبينم اهل بهشت را كه تنعّم مىنمايند در بهشت ، و در كرسيها نشسته با يكديگر آشنائى مىكنند ، و صحبت مىدارند ، و تكيه كرده‌اند ، و گويا مىبينم اهل جهنّم را كه در جهنّم معذّبند ، و استغاثه و فرياد مىكنند ، و گويا زفير و آواز جهنّم در گوش من است . پس حضرت به اصحاب فرمود : اين بنده‌اى است كه خدا دل او را به نور ايمان منوّر نموده است ، پس فرمود : بر اين حال كه دارى ثابت باش ، آن جوان گفت : يا رسول اللّه دعا كن خدا شهادت را روزى من گرداند ، حضرت دعا فرمود ، پس چند روزى كه گذشت حضرت او را با جعفر به جهاد فرستاد ، و بعد از نه نفر او شهيد