تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
حجب جلال را به اوتاد قدرت و اطناب عزّت استوار گردانند ، و اين عرصهء ظلمانى را به چراغهاى نورانى از آفتاب و ماه و ستارگان روشن سازند ، و صفايح افلاك و لوح خاك را به انواع زينتها و الوان نقشها بيارايند ، و مائدهء احسانى كه تمام عالم را فراگرفته براى او بكشند ، و الوان نعمتها و ميوه‌ها و گلها و رياحين براى او حاضر سازند ، و نشأهء آخرت كه اين نشأ دنيا نمونهء حقيرى است از آن ، يعنى بهشت اعلا را به انواع حور و قصور بيارايند ، و غير متناهى از ملائكهء مقرّبين و جنّ و طيور و وحوش و بهايم را خادم او گردانند ، بزرگوارى مىبايد باشد كه اين كرامتها را سزاوار و لايق باشد . پس اگر ديگران به طفيل او از اين خوان بهره‌اى برند ، نزد عقلا پسنديده است ، و اگر امثال ماها لايق اين كرامتها نيستيم ، و براى ما به تنهائى اين قسم تشريفات نزد عقلا قبيح است ، چنانچه اگر بالفرض لرى يا كردى يا روستائى جاهلى نزد پادشاه عظيم الشأنى بيايد ، و پادشاه بفرمايد كه ميدان را چراغان كنند ، و انواع فرشها گسترده الوان نعمتهاى پادشاهانه براى او حاضر گردانند ، و جميع امراى خود را به خدمت او بازدارد ، جميع عقلا او را مذمّت مىكنند ، كه اين آداب پادشاهانه نبود ، و اين مرد قابل اين كرامت نبود ، نهايت اكرام اين مرد اين بود كه ده تومان زر يا كمتر به او بدهند ، و او را در مجلس حضور هم راه ندهند ، و اگر مرد كامل قابل بزرگ عظيم الشأنى بيايد ، و اين تهيّه‌ها براى او بكنند ، و به طفيل او چندين هزار كرد و روستائى سير كنند و بخورند بدنما نيست ، و جميع عقلا مدح مىكنند . و همچنين در اين مادّه چون جناب مقدّس نبوى و اهل بيت او صلوات اللّه عليهم اشرف مكنونات ، و زبدهء ممكناتند ، و نهايت آنچه رتبهء امكانى از كمالات و استعدادات گنجايش داشته باشد در ايشان مجتمع است ، ايشان مادّه قابلهء جميع فيوض و رحمتهايند ، و هر فيضى و رحمتى اوّل بر ايشان فايض مىگردد ، و به