و بعضى گفتهاند كه : در قريهء اريحا مراد است ، و جمعى از محقّقين را اعتقاد اين است كه : مراد در آن قبّهاى است كه در تيه براى قبلهء ايشان مقرّر كرده بودند ، و رو به آن نماز مىكردند ، پس بعضى ابا كردند ، و از درهاى ديگر داخل شدند ، يا داخل نشدند ، و بعضى كه از آن در داخل شدند آن عبارت كه استغفار ايشان بود تغيير دادند ، و به جاى حطّ حنطه گفتند و گندم طلبيدند ، پس خدا طاعونى بر ايشان گماشت كه در يك ساعت بيست و چهار هزار كس ايشان بمردند .
و بدان كه مضمون اين دو تشبيه بليغ كه در اين حديث وارد شده است در احاديث سنّى و شيعه متواتر است ، و دلالت بر اين مىكند كه در هر باب تسليم و انقياد اهل بيت بايد نمود ، و پا از جادّهء متابعت ايشان به در نبايد گذاشت ، و به همين اكتفا نبايد كرد كه نام شيعه بر خود گذارند ، و در اعمال و اعتقادات از طريقهء ايشان به در روند ، بلكه ايشانند وسيلهء ميان خلق و خدا ، و هدايت از غير ايشان حاصل نمىشود .
چنانچه ابن بابويه عليه الرحمه و شيخ طبرسى به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه حضرت فرمود : بليهء مردم براى ما عظيم شده است ، اگر ايشان را مىخوانيم اجابت ما نمىكنند ، و اگر ايشان را وامىگذاريم به غير ما هدايت نمىيابند . « 1 »
و شيخ طوسى به سند معتبر از آن حضرت روايت كرده است كه : مائيم سبب و وسيلهء ميان شما و خدا « 2 » .
و شيخ طبرسى در كتاب احتجاجات روايت كرده است از عبد اللّه بن سليمان كه :
هامش
( 1 ) بحار الانوار 23 / 99 ح 1 .
( 2 ) بحار الانوار 23 / 101 ح 5 .