بدان كه اين معلوم است كه چندانكه مناسبت ميان فاعل و قابل و مفيض و مستفيض بيشتر است افاضه بيشتر مىشود ، بلكه جمعى را اعتقاد اين است كه تا يك قدر مناسبتى نباشد افاضه نمىتواند شد ، پس اين ناقصان كه در نهايت مرتبهء نقصند در استفاضهء ايشان از كامل من جميع الوجوه ناچار است از واسطهاى كه از جهات كمال با جناب ذو الجلال يك نوع ارتباطى داشته باشد ، و از جهت امكان و عوارض آن مناسبتى با ممكنات ناقصه داشته باشد ، كه افاضه و استفاضه به اين دو جهت به عمل آيد ، چنانچه در هدايت و ايصال احكام و حقايق به خلق اين دو جهت ضرور است ، و اشارهء مجملى به اين دو معنى در ابواب نبوّت شد ، و در بيان معنى قرب نيز اشاره شد .
و بدان كه چون ايشان مظهر صفات كماليّهء الهىاند ، و به نمونهاى از صفات جلال و جمال او متّصف گرديدهاند ، ايشان را كلمات اللّه و اسماء اللّه مىگويند ، و احاديث « 1 » در اين باب بسيار است ، و چنانچه اسماء الهى دلالت بر كلمات او مىكند ، ايشان نيز از اين حيثيّت كه به پرتوى از صفات او متّصف گرديدهاند دلالت بر صفات او مىكنند ، مثل اسم رحمان كه دلالت بر اتّصاف الهى به صفت رحمت مىكند ، چون رحمت و شفقت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را مشاهده مىكنى تو را دلالت مىكند بر كمال خداوندى ، كه اين رحمت با اين بسيارى قطرهاى از درياى رحمت اوست ، و همچنين در جميع كمالات ، بلكه دلالت ايشان بر آن كمالات زياده از دلالت اسماء است ، و اسماء مقدّس الهى از اين جهت تأثيرات بر ايشان مترتّب است ، كه دلالت بر آن مسمّى كند ، لهذا بر ايشان نيز آثار عجيبه در عالم ظاهر مىگردد كه اسماء مقدّس الهىاند ، و مظهر قدرت و كمالات اويند .
هامش
( 1 ) بحار الانوار 24 / 174 - 184 .