تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
فرمود : وصىّ حضرت موسى بود « 1 » . و در اخبار مستفيضه از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود : چون بميرم مرا غسل بده ، و كفن كن ، و مرا بنشان و آنچه خواهى از من بپرس كه جواب خواهى شنيد « 2 » . و به اسانيد معتبره از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه : روزى با پدرم در وادى ضجنان كه در ميان مدينه و مكه است مىرفتم ، ناگاه استر پدرم رم كرد ، نظر كردم مرد پيرى را ديدم كه در گردنش زنجيرى بود ، و سر زنجير در دست مردى بود مىكشيد ، گفت : مرا آب ده ، آن شخص كه زنجير را داشت گفت : آبش مده خدا او را آب ندهد ، از پدرم پرسيدم كى بود ؟ فرمود : معاويه بود « 3 » . و به طرق كثيره از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه با پدرم به راه مكّه مىرفتيم ، و هر دو بر شتر سوار بوديم ، چون به وادى ضجنان رسيديم شخصى بيرون آمد و بر گردنش زنجيرى بود بر زمين مىكشيد ، گفت : يا ابا جعفر مرا آب ده خدا تو را آب دهد ، شخص ديگر از عقبش آمد و زنجيرش را كشيد ، و گفت : يا ابن رسول اللّه آبش مده خدا او را آب ندهد ، آنگاه پدرم رو به من كرد و فرمود : اين مرد را شناختى معاويه بود « 4 » . و از يحيى بن امّ الطويل نيز منقول است كه : در خدمت حضرت على بن الحسين عليهما السّلام به راه مكّه مىرفتم ، چون به وادى ضجنان رسيدم چنين واقع شد ، و
هامش
( 1 ) بصائر الدرجات ص 282 ح 19 . ( 2 ) بصائر الدرجات ص 283 - 284 . ( 3 ) بصائر الدرجات ص 285 ح 1 . ( 4 ) بصائر الدرجات ص 285 - 286 .