تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
بهتر مىداند از تو ، جابر گفت چون حضرت تشريف آوردند فرمود كه : نطعها پهن كرديم در ميان شارع ، و فرمود ، كاسه‌ها و ظرفها به هم رسانديم ، و پرسيد چه مقدار طعام دارى ؟ آنچه بود عرض نمودم ، فرمود كه : يك جامه‌اى بر روى ظرفى كه يخنى « 1 » در آنجاست ، و بر روى ديگ مرق ، و بر روى تنور بپوشانيد ، و از زير جامه بدر آوريد ، و كاسه‌ها پر كنيد ، و براى مردم ببريد ، ما چنين كرديم ، و چندان كه بيرون آورديم كم نشد ، تا آنكه سه هزار نفر از صحابه كه با حضرت بودند سير شدند ، و هديّه‌ها براى همسايه‌ها فرستادند ، و چند روز ديگر طعام در خانه داشتيم . بيست و پنجم : آنكه سعد بن عبادهء انصارى پسينى به خدمت حضرت آمد ، و حضرت روزه بودند ، آن حضرت را با حضرت امير المؤمنين دعوت فرمود ، چون تشريف بردند و طعام تناول فرمودند ، حضرت رسول فرمود كه : پيغمبر و وصىّ او در خانهء تو افطار نمودند ، اى سعد طعام تو را ابرار و نيكان خوردند ، و نزد تو روزه داران افطار كردند ، و ملائكه بر شما صلوات فرستادند ، چون حضرت برخاستند ، سعد الاغى براى حضرت حاضر گردانيد ، و قطيفه بر روى آن انداخت ، و از حضرت التماس كرد كه سوار شدند ، و آن الاغ بسيار بد راه و كند بود ، چون حضرت سوار شدند به بركت قدم آن حضرت آن الاغ چنان رهوار و خوش‌راه شده بود كه هيچ اسبى به آن نمىرسيد . بيست و ششم : آنكه آن حضرت از حديبيّه مراجعت مىفرمود ، در راه به آبى رسيدند بسيار ضعيف ، به‌قدر آنكه يك سوار سيراب شود ، حضرت فرمود : هركه پيش از ما به آب برسد آب نكشد ، چون حضرت بر سر آب رسيدند قدحى
هامش
( 1 ) يخنى به معنى : گوشت پختهء سرد شده ، و آب گوشت ساده ، و غذاى پخته كه آن را ذخيره كنند .
عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 143 | العلامة المجلسي / السيد مهدي الرجائي