حامله شد ، و شير از پستانش روان شد چندانكه ظرفها را پر كردند .
سى و چهارم : آنكه مهمان زنى شدند كه او را امّ شريك مىگفتند ، مشكى نزد آن حضرت آورد كه اندكى روغن در آن بود ، حضرت با صحابه تناول فرمودند ، و دعا فرمودند براى آن زن ، به بركت حضرت تا آن زن زنده بود روغن از مشك بيرون مىآورد و تمام نمىشد .
سى و پنجم : آنكه چون سورهء تبّت نازل شد در مذمّت ابو لهب و زنش امّ جميل ، زن او سنگى برگرفت و به طلب حضرت آمد ، چون پيدا شد ابو بكر به حضرت گفت : يا رسول اللّه امّ جميل مىآيد خشمناك و سنگى در كف دارد مىخواهد بر تو زند ، حضرت فرمود : مرا نخواهد ديد ، چون نزديك شد از ابو بكر احوال آن حضرت را پرسيد كه كجاست ؟ ابو بكر گفت : هرجا كه خدا خواهد نمىدانم ، او گفت : اگر او را مىديدم اين سنگ بر او مىانداختم ، او مرا هجو كرده است ، به حقّ لات و عزّى من نيز شاعرم و او را هجو مىتوانم كرد ، چون او برفت ابو بكر گفت :
چون بود كه شما حاضر بوديد و شما را نديد ؟ حضرت فرمود : خدا ميان من و او حجابى مقرّر ساخت كه ديدهء او بر من نيفتاد .
پس فرمود : از جملهء معجزات او كتابى است كه گواه بر حقيّت خود و جميع كتابهاى گذشته است ، و عقلهاى متفكّران در كمال آن حيران است ، با معجزات بسيار ديگر كه اگر ذكر كنيم به طول مىانجامد .
يهودان گفتند : ما چه دانيم كه آنچه از معجزات بيان كردى راست است ؟
حضرت امام موسى عليه السّلام فرمود : ما چه دانيم كه آنچه شما از معجزات حضرت موسى ذكر مىكنيد حقّ است ، ايشان گفتند : به نقل نيكان و راستگويان ما علم به هم رسانيدهايم ، حضرت فرمود : در اينجا نيز بدانيد حقيّت اينها را به خبر دادن طفلى كه از خلقى ياد نگرفته ، و به علم الهى دانسته ، و اصل خبر دادن او گواه
عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٤٦