تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
طلبيدند و مضمضه فرمودند و در آن قدح و آب مضمضه را به چاه ريختند ، آب آن چاه به حدّى بلند شد كه همگى سيراب شدند ، و مشكها و مطهره‌هاى خود را پر كردند ، و وضو ساختند . بيست و هفتم : خبرهائى كه از امور آينده فرمودند ، و همه موافق فرمودهء آن حضرت واقع شد . بيست و هشتم : آنكه در صباح شب معراج قصّهء شب را نقل مىفرمودند ، جمعى از منافقين تكذيب آن حضرت نمودند ، فرمود كه : به قافله‌اى گذشتم كه آذوقه مىآورند ، و هيأت ايشان چنين بود ، و در فلان محل ايشان را ملاقات كردم ، و فلان متاع با خود داشتند ، و در فلان‌روز و هنگام طلوع آفتاب از عقبه بالا خواهند آمد ، و در پيش قافله شتر گندم‌گونى خواهد بود ، چون آن روز شد همگى دويدند كه حقيقت حال را معلوم نمايند ، چون آفتاب طلوع كرد آنچه فرموده بود به ظهور آمد . بيست و نهم : آنكه از جنگ تبوك مراجعت مىفرمودند ، و در منزلى تشنگى بر صحابه غالب شد ، و همگى به خدمت آن حضرت آمدند و گفتند : الماء الماء يا رسول اللّه ، حضرت به ابو هريره گفت : هيچ آب با خوددارى ؟ گفت : به قدر قدحى در مطهرهء من مانده است ، فرمود : بياور و در ميان قدحى ريخت و دعا فرمود ، و در روايت ديگر دست مبارك در ميان قدح گذاشت ، آب از ميان انگشتانش جارى شد ، و فرمود : هركه آب مىخواهد بيايد ، و آن‌قدر آب جارى شد كه جميع سيراب شدند ، و مشكهاى خود را پر كردند ، پس چون همه سيراب شدند خود تناول فرمود ، و به ابو هريره آب داد . سىام : آنكه حضرت خواهر عبد اللّه بن رواحهء انصارى را ديدند در ايّام كندم خندق كه چيزى با خود دارد ، پرسيدند كه به كجا مىروى ؟ گفت : اين خرماها را
عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 144 | العلامة المجلسي / السيد مهدي الرجائي