تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
بشارتى و خير و نيكى نخواهد بود براى گناهكاران و كافران و گويند ملائكه به ايشان كه حرام است بر شما بهشت و ممنوعيد از داخل شدن آن . و فرمود كه چون روحش به در آورد بدن او را ميان مطرقه و سندان گذارد و همه را درهم شكند از اطراف انگشتان او تا ديده‌هاى او ، پس گند بدى از او ساطع گردد كه جميع اهل آسمانها از آن متأذّى گردند و گويند لعنت خدا بر اين روح كافر بد بوى كه از دنيا بيرون رفت ، پس لعنت كنند او را خدا و جميع لعنت كنندگان . پس چون روح او را به سوى آسمان اوّل بالا برند درهاى آسمان را بر روى او ببندند ، چنانچه خداى عزّ و جل در قرآن فرموده
« لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ »
« 66 » يعنى گشوده نمىشود براى ايشان درهاى آسمان و داخل بهشت نمىشوند تا داخل شود شتر درسوراخ سوزن ، يعنى چنانچه اين محال است آن نيز محال است . پس ندا از ملأ اعلى رسد كه بر گردانيد اين روح پليد را بر خودش كه از زمين ايشان را آفريده‌ام و در زمين ايشان را بر مىگردانم و از زمين ايشان را بيرون مىآورم مرتبهء ديگر پس چون او را در تابوت گذارند شياطين جنّيان او را بر دارند ، و چون به نزديك قبر رسانند بقعه‌هاى زمين به فرياد آيند و همه گويند خداوندا او را در ميان ما جاى مده تا بگذارند او را در آن گودالى كه براى او مقدّر شده است . و چون جسد او را در لحد گذارند زمين او را خطاب كند لا مرحبا بك خوش نيامدى اى دشمن خدا ، تو چون بر پشت من راه مىرفتى تو را دشمن مىداشتم ، و امروز كه در شكم من در آمدى دشمنى من نسبت به تو زياده شد به عزّت پروردگارم سوگند كه بد مجاورتى كنم تو را و بر تو تنگ گردانم جاى تو را و وحشت دهم مكان تو را و بر خلاف طمعهاى تو به عمل آورم ، و براى تو گودالى باشم از گودالهاى جهنّم . پس منكر و نكير در قبر او در آيند با رويهاى سياه و چشمهاى كبود ، قبر را به نيشهاى خود بشكافند و در ميان موهاى خود راه روند ، و حدقه‌هاى ايشان مانند ديگ مس
هامش
( 66 ) . سوره الاعراف : 40 .