مدينه ، و لبهايش از لبهاى فيل درازتر شود كه در ميان آتش كشد ، و گوشهايش مثل دو چاه عميق گردد ، و در ميان آنها سراپردهها از آتش باشد ، و آتش را از زيرش به سوى دهانش از ميان شكمش مشتعل باشد و به هر درك از دركات جهنّم كه برسد او را به هفتاد زنجير ببندند ، كه هر زنجيرى هفتاد ذراع باشد ، و در ميان هر ذراع حلقهها بعدد قطرات باران باشد ، و اگر يك حلقه از آنها را بر روى كوههاى زمين گذارند همه را بگدازد ، اين است كه حق تعالى فرموده است
« ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُكُوهُ »
« 68 » يعنى : پس در زنجيرى كه ذرعش هفتاد ذراع است او را در آوريد .
و حضرت فرمود : كه پس بر او هفتاد پيراهن بپوشانند از قطران جهنّم ، و قطران روغنى است بسيار بد بو و غليظ چسبنده و سوزنده كه بر بدن شتر گر ، مىمالند و روهاى ايشان را آتش فرو گيرد ، چنانچه خدا در قرآن ياد كرده است
« سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ وَ تَغْشى وُجُوهَهُمُ النَّارُ »
« 69 » و در بدنش به قدر انگشتى نباشد ، مگر آن كه در آن حليه از آتش بوده باشد و در پاهايش زنجيرهاى آتش و بر سرش تاجى شصت ذراع از آتش ، و در سرش سيصد و شصت سوراخ بوده باشد كه مانند گلخن از آنها دود بيرون آيد از هر جانب ، و مغز سرش به جوش آيد و بر دوشهايش جارى گردد ، و سيصد و شصت نهر از چرك و ريم و قيح و صديد از بدن پليدش جارى گردد .
و با اين حال جايش بر او چندان تنگ باشد مانند سرنيزه در ميان آهن پس از تنگى منزلها بر ايشان و بوى بد و سياهى و تاريكى و زبانها و صداها و فرياد ، روهاى ايشان تيره گردد و كرمهاى بدنهاى ايشان بزرگ شوند و چنگالها مانند چنگال گربه و عقارب به هم رسانند كه گوشت و استخوان ايشان را گزند و خورند و خون ايشان را آشامند و خوردنى و آشاميدنى به غير اينها نداشته باشند ، پس ملكى دستى بر سينهء او زند و او را سرنگون در درك ديگر افكند ، پس هفتاد هزار سال ديگر از سر برود تا به حطمه برسد او را و شيطانش را درهم شكنند و او با شيطان ديگر در يك زنجير باشند هرگاه
هامش
( 68 ) . سوره الحاقه : 32 .
( 69 ) . سوره ابراهيم : 50 .