گويند كه : چرا خلاف اين را نكردند ؟ يا اين معنى را به خاطر خود گذرانند ، هر آينه به سبب اين مشرك مىشوند » . بعد از آن امام عليه السلام براي شاهد اين دعوى خواند اين آيت را از سورهء نساء كه : « پس نه ، قسم به پروردگار تو - اى محمد صلى الله عليه وآله - كه مؤمن نمىشوند جمعى كه دعوى ايمان مىكنند ، مگر اين كه حاكم كنند تو را در آنچه سَر به هم آورد ميان ايشان ، بعد از آن نيابند در خاطرهاى خود تنگى از آنچه تو حكم كردى بدان وقبول كنند فرمان تو را قبول كردنى . بعد از آن امام عليه السلام فرمود كه : بر شما باد به تسليم » .
مراد از « ما شجر بينهم » حُكمى است كه قابل نزاع وخلاف حقيقي مستقر در آن باشد ، يعنى عقلهاى ايشان با وجود اتّصاف به انصاف نتواند كه رفع خلاف در آن كند ، مثل وجوب شرعي رباعيهء ظهر وثلاثيهء مغرب وثنائيهء صبح ومثل قرار دادن پانصد دينار طلا دية به جهت بريدن دستى به ناحق ووجوب بريدن دست دزد به إزاء ربع دينار طلا .
ودر « مسألة أخرى » جوابي اقناعي منقول است از سيد مرتضى - رحمه اللَّه تعالى - چه سائل به اين روش سؤال نموده « شعر » :
بخمس مئين عَسجَد فديت * ما بالها قطعت في ربع دينار
وسيد رضي الله عنه در جواب فرموده كه « شعر » :
حراسة الدم أغلاها وأرخصها * حراسة المال فانظر حكمة الباري « 1 » . « 2 »
وديگرى به اين نحو جواب گفته كه : لما كانت أمينة [ كانت ] ثمينة ، فلمّا خانت هانت « 3 » . « 4 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : القواعد والفوائد ، شهيد اوّل ، ج 1 ، ص 142 وج 2 ، ص 386 ؛ نضد القواعد الفقهيّة ، ص 82 ؛ بحار الأنوار ، ج 107 ، ص 10 .
( 2 ) . در حاشية آمده است : اين قسم نيز از مرحوم سيد رحمه الله نقل شده در ردّ أبى العلاء معرّى كه در شعر مذكور به شريعت مقدّسه ايراد كرده بود كه : عز الأمانة أغلاها وأرخصها ذل الخيانة فافهم حكمة الباري . پس جواب اقناعي نخواهد بود وحكمت وسرّ دست با امانت ودست با خيانت معلوم شد . حرّره مهدي عماد المحققين - عفي عنه - .
( 3 ) . در حاشية آمده است : اليد ثمينة ما دامت أمينة ، فلمّا خانت هانت ، اين عبارت به قانون اعراب ونحو بهتر است از عبارت متن . لمحرّره .
( 4 ) . ر . ك : القواعد والفوائد ، ج 1 ، ص 142 ؛ نضد القواعد الفقهيّة ، ص 82 ؛ تفسير ابن كثير ، ج 2 ، ص 58 .