وصاحب تشريح الأبدان نقل كرده كه :
أبو على در شفا آورده كه پنج فرزند در حملى آوردهاند .
وهمچنين منقول است كه بيست فرزند به پنج حمل آوردهاند ومانده است .
ونقل كردهاند كه زنى را سقوط طارئ شد وهمچون كيسه از روى افتاد وهفتاد صورت كوچك در وى بود .
وهمچنين منقول است كه اگر زنى پسرى ودخترى بيارد ، غالب آن باشد كه خود وفرزندان نماند واگر دو دختر ودو پسر بيارد ، غالب آن كه بماند .
واز حيوانات انسان وفرس در حالت آبستنى تحمّل مجامعت دارند وگفتهاند كه شايد زن آبستن شود ؛ چنانچه منقول است كه زنى دوازده حمل بر حمل آورده [ است ] . واز آن آسيب نمىباشد واگر شود تلف گردد . انتهى . « 1 »
قوله : إنّي بسرّكم مؤمن
سر - به كسر سين سعفص وشدّ راء - مصدر باب ضرب است به معنى پنهان بودن يا پنهان كردن ودر اين جا استعمال شده در مقام مشتق مبالغهً يا به تأويل آن به مشتق ؛ چنانچه در « زيد عدل » گفته شده وبر هر تقدير مراد به آن چيزى است كه پنهان است از مردمان يا عبارت است از جلالت مرتبه ومنزلت ائمهء معصومين عليهم السلام كه نمىداند آن را - كما هو حقّه - مگر حضرت رب العالمين . ولنعم ما قال : شعر :
من قدر على به واجبي نشناسم * امّا دانم كه مثل آن ممكن نيست
ويا عبارت است از حضرت صاحب الزمان عليه السلام كه پنهان است از نظرهاى مردمان ؛ كذا قيل .
وصاحب مجمع البحرين گفته كه :
سِر ، معنى چيزى است كه آن را پنهان كنند واز اين قبيل است آنچه مروى است
هامش
( 1 ) . در حاشية آمده است : ومؤيّد اين مقالات است قضيهء شيخ حسن ابن العشيرة كه در مستدرك وروضات الجنات فرمودهاند كه مادر أو در يك وضع حمل ده طفل آورد وشيخ يكى از آنها بود وهمه مردند وشيخ باقي ماند واز اين جهت أو را ابن العشيرة گفتند وآن جناب از رواة وتلامذهء شيخ أحمد بن فهد حلى متوفاى سنهء 841 ق است . حرّرها عماد فهرسي في يوم الأحد من شوّال سنة 1349 من الهجرة .