چيزهاى عجيب به تو نسبت مىدهند ! پس اگر مصلحت دانى ، چيز غريبى به من مىنماى كه من آن را از تو نقل كنم . آن حضرت فرمود كه : چه چيز مىخواهى ؟ گفتم كه :
مىخواهم پدرم ومادرم زنده شوند . آن حضرت فرمود كه : به منزل خود برو ؛ چه من ايشان را زنده كردم . پس به منزل خود رفتم وقسم به خدا كه ايشان را در خانه زنده ديدم .
پس ده روز زنده بودند وبعد از آن حق تعالى ايشان را مىراند . « 1 »
قوله : وما تزداد الأرحام وما تغيض
اقتباس است از آيت سورهء رعد وعكس ترتيب آية براي رعايت فواصل اين زيارة نامه است وأصل آيت چنين است كه :
« اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثى وَما تَغِيضُ الْأَرْحامُ وَما تَزْدادُ وَكُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ »
« 2 » « ما » در مواضع ثلاثة ، مصدريه وموصوله مىتواند بود و « تغيض » را بر متعدّى ولازم حمل مىتوان نمود . اما « ازداد » از باب افتعال ولازم است . « الغيض » فرو برون آب در زمين وفرو رفتن وكم شدن آن ؛ صاحب مجمع البحرين گفته :
غاض الماء يغيض [ غيضاً ] من باب سار ، [ ومغاضاً ] أي قلّ ونضب في الأرض ، [ وانغاض مثله ] ، وغيض الماء : فعل به ذلك . « 3 »
و « الازدياد » مصدر باب افتعال : افزون بودن چيزى . صاحب قاموس گفته كه : « زاده اللَّه خيراً وزيّده ، فزاد وازداد » « 4 » انتهى .
وفاضل لاهجى گفته : مىتواند كه « تغيض » و « تزداد » هر دو متعدي باشند .
ودر ترجمهء آن گفته كه : « خداى تعالى مىداند آنچه را كه افزون كنند رحمها از مدّت حمل » انتهى .
ومتعدي بودن « ازداد » محلّ تأمّل است ؛ به اعتبار اين كه باب افتعال متعدي نمىباشد مگر نادراً ؛ چنانچه صاحب قاموس در مادهء قحش - به قاف وحاء حطّى وشين
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 49 ، ص 60 ، ح 78 .
( 2 ) . سورهء رعد ، آيهء 8 .
( 3 ) . مجمع البحرين ، ج 3 ، ص 347 ( غيض ) .
( 4 ) . ر . ك : القاموس المحيط ، ج 1 ، ص 299 ( زود ) .