از هَيض - به فتح هاء - به معنى شكستن / 47 / بعد از اصلاح شدن شكست سابق ودردى كه بر دردى ديگر وارد شود على ما في مجمع البحرين والغريبين . « 1 »
وبالجملة مراد اين است كه : به يمن وجود شما يا دوستى شما أهل بيت ، اصلاح مىشود شكستهايى كه در أحوال وافعال كثير الاختلال دوستان شما ، بلكه در جميع أهل دنيا وعقبا ، به هم مىرسد .
قوله : ويُشفَى المريض
مراد به « مريض » [ در ] اين جا ، گرفتار امراض نفساني مثل جهل وحسد وكينه وگرفتار آزار جسماني مثل تب وصداع ودرد سينه مىتواند بود .
وبنا بر اوّل : أشارت است به آنچه در « باب نادر جامع في فضل الإمام عليه السلام وصفاته » از كتاب الحجّهء كافى در حديثي طويل از حضرت صادق عليه السلام مروى است كه : فقام بالعدل عند تحيّر أهل الجهل ، وتحيّز « 2 » أهل الجدل ؛ بالنور الساطع ، والشفاء النافع ، بالحقّ الأبلج ، والبيان [ اللائح ] من كلّ مخرج . . . الحديث « 3 » . تحيّر در اوّل - با راء قرشت - به معنى حيران شدن ودر ثاني - با زاء هوّز - به معنى دور شدن از چيزى است وترجمهء حديث على ما أفاده الأستاذ قدس سره اين است كه : « پس واداشت امام ، ميزان عدل را در ميان خلايق كه محكمات قرآن باشد ، نزد حيرت أهل جهالت كه آيا عمل به اين محكمات چون ميسَّر شود ؟ ونزد مكابرهء سخترويان كه تخصيص وتأويل محكمات مىكنند ؛ اين داشتن به سبب روشنى ، بالا گرفته است وشفا از دردهاى جهلها كه نافع است وآن به سبب قول حقي است كه عيان است حقيقت آن وبيان طريق ، به دور است از شبهههاى مخالفان » .
وبنا بر ثاني : أشارت است به أمثال آنچه در كتاب عيون الأخبار بإسناده مروى است از يقطينى ، گفت : شنيدم هشام عبّاسي را كه مىگفت : داخل شدم بر حضرت أبى الحسن علىّ بن موسى الرضا عليه السلام ومن اراده داشتم كه سؤال كنم از أو تعويذى براي اين كه درد سرم رفع شود واين را كه دو جامه از جامههاى احرامى خود را به من بخشد . چون
هامش
( 1 ) . ر . ك : العين ، ج 4 ، ص 69 ؛ لسان العرب ، ج 7 ، ص 249 ؛ مجمع البحرين ، ج 4 ، ص 233 ( هيض ) .
( 2 ) . بحار الأنوار : تحبير .
( 3 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 203 ، ح 2 ؛ الغيبة ، نعماني ، ص 224 ، ح 7 ؛ بحار الأنوار ، ج 25 ، ص 150 ، ح 26 .