تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
اگر گويند : « عموم « اللَّه خالق كل شيء » با كريمهء
« فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ »
« 1 » منافى است ؛ چه مدلول آيت ثانيه اين است كه خالقين ، غير / 46 / خدا مىباشند ومطابق آن است حكايت عيسى عليه السلام كه
« أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ »
« 2 » وأمثال آنها » ، گوييم : « خلق » در أصل لغت به معنى تدبير وجود چيزى است وآن اعمّ است از تكوين وايجاد آن واز تكوين وايجاد خيرى كه دخل داشته باشد در وجود آن ؛ چنانچه در كتب لغت مذكور است كه عرب مىگويد : « أنا إذا خلقت الأديم فديته ، لا كمن يخلق ولا يفرى » « 3 » ، يعنى : « هرگاه تدبير بريدن پوست كنم به اندازه گرفتن براي كفش مثلًا ، قطع مىكنم آن را به اين معنى كه اوّل مرتبه اندازه را بر وضعي مىاندازم كه كمال صَرفه در آن هست ، نه مثل كسى كه اندازه افكند وچون يابد كه بهتر از آن اندازه مىباشد ، آن را بر هم زند وبر طبق آن قطع نكند تا بهتر از آن وضعي تحصيل شود » . پس بنا بر اين گفته‌اند كه مراد از
« أَحْسَنُ الْخالِقِينَ » * *
، « أحسن المدبرين » است ؛ وجهت احسنيت جناب الهى به حسب تدبير اين است كه تدبيرات أو تعالى با اين كه مقرون است به علم به صلاح نفس الامرى ، موقوف نيست بر اذن ديگرى ، به خلاف تدبيرات عباد كه مقرون است به غفلت از اسرار مبدأ ومعاد ، وترتُّب آثار بر آنها موقوف است به اذن خالق عباد وبلاد ؛ كما لا يخفى على أولي الرشاد . وخلق عيسى عليه السلام نيز خلق تدبير بود ولهذا فرمود :
« فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ »
« 4 » . وظاهر بعضي اخبار اين است كه
« اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ » *
نيز محمول است بر اين معنى ولهذا وارد شده كه افعال عباد نيز مخلوق جناب الهى است ؛ امّا به خلق تقديرى ، نه به خلق تكويني . وموافقِ اين است آنچه از أئمة عليهم السلام مروى است كه : لا يكون شيء في الأرض ولا في
هامش
( 1 ) . سورهء مؤمنون ، آيهء 14 . ( 2 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 49 . ( 3 ) . ر . ك : الصحاح ، ج 4 ، ص 1470 ؛ لسان العرب ، ج 10 ، ص 85 ؛ مجمع البحرين ، ج 5 ، ص 157 ( خلق ) . ( 4 ) . سوهء آل عمران ، آيهء 49 .